Kashkool - Notes and articles by Mohsen Sadeqi


--(صفحه اصلى)--
جستجو
موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۷
  • تير
  • مرداد
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • آخرین نوشته ها
  • اثری از شیخ بهایی در زمینه «کالبد شکافی»
  • نسخه خطی مجموعه آثار الشیعة الإمامیة کجاست؟
  • برخی ابیات تازه یاب از شیخ بهایی
  • اجازات آقابزرگ تهرانی (3) ـ محمدرضا حکیمی
  • یک دسته گل دماغ پرور
  • اجازات آقابزرگ تهرانی (2) ـ سید محمدتقی طالقانی
  • به استقبال کنگره بزرگداشت شهیدین (گفتاری از محمدتقی دانش پژوه درباره قواعد و فواید شهید اول)
  • اجازات آقابزرگ تهرانی (1)
  • شیخ بهایی و مجلسی اول در مسجد جمکران
  • یادی از دوستان

  • لینک های روزانه
    سایت های دیگر
    گالری عکس
    برای ما بنویسید
    نظرات دیگران:
    saeed از


    لطفا آقای صادقی به سوالهای من پاسخ دهد:
    1.اینکه عالمی یا فقیهی در مسیر سفر به قم در مسجدی در روستای جمکران نماز بخواند دلیل بر صحت این ادعاست که حضرت حجت هر 4شنبه به این مسجد تشریف می آورند و نماز می خوانند؟
    2.آیا می دانید به گفته یکی از نزدیکان حضرت امام ایشان فقط 1 بار به این مسجد مشرف شدند و تنها نماز تحیت خواندند
    3.لطفا قدیمیترین سند نماز مخصوص این مسکد را هم برای خوانندگان سایت کاتبان مکتوب فرمایید

    ارسال شده در يكشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۵۷ بعدازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۵۶۱۴ نفر
    کاربران حاضر : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۴


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2008-06-29

    نسخه خطی مجموعه آثار الشیعة الإمامیة کجاست؟

    عبدالعزیز جواهرکلام

    عبدالعزیز جواهرکلام (1269ـ1365 ش) از نوادگان شیخ محمدحسن نجفی (صاحب کتاب بزرگ و مهم فقهی جواهر الکلام) است که آثار زیادی اعم از تألیف و ترجمه به یادگار گذاشته و شاید مهم ترین آنها تألیف «دایرة المعارف اسلامیه ایران و همگی معارف شیعه امامیه اثنی عشریه» و «ترجمه منظوم مثنوی معنوی به عربی» است که دومی با عنون جواهر الآثار توسط انتشارات دانشگاه تهران در هفت جلد چاپ شده است.
    جواهرکلام همچنین دو جلد «فهرست نسخه های خطی و عکسی کتابخانه عمومی معارف» را در سالهای 1313 و 1314 منتشر کرد. در این دو جلد جمعاً 348 نسخه خطی و 46 نسخه عکسی معرفی شده است.
    جواهرکلام در آخر جلد دوم این فهرست، خبر از کتابی خطی می دهد که از تألیفات خود اوست با عنوان «آثار الشیعة الامامیه» که دو جلد آن تا آن زمان چاپ شده بود و بقیه در «کتابخانه معارف» نگه داری می شده است. در ادامه عین عبارات جواهرکلام در معرفی و چند و چون این کتاب را می آورم. اما چند نکته و سؤال برای نگارنده مطرح است که پیش از نقل کلمات جواهرکلام در این جا مطرح می کنم:
    1ـ اکنون نسخه های معرفی شده در این دو جلد فهرست کجاست؟
    2ـ ابتدا احتمال داده شد که این مجموعه در کتابخانه ملی نگه داری می شود، اما با جستجویی که در سایت کتابخانه ملی کردیم، اثری از این کتاب نیافتیم.
    3ـ چنانکه در دایرة المعارف شیعه جواهرکلام و همچنین در دو جلد چاپ شده آثار الشیعة الامامیه (ج 3و 4) دیده ایم، ایشان محققی محکم نویس و نویسنده ای دقیق است. از این رو، قابل توجه مؤسسات شیعه شناسی و کتابشناسی که بحمدالله این روزها فراوان اند، که پی گیری کنند و بخش مخطوط این اثر ارزشمند (18جلد) را بیابند.
    محسن صادقی
    25/9/78

    اینک عین عبارات جواهرکلام در پایان جلد دوم فهرست (ص197) کتابخانه عمومی معارف:

    از جمله کتب خطی «کتابخانه معارف» که موقتا در آنجا محفوظ است، بیست جلد کتاب آثار «الشیعة الامامیه» است راجع به عقاید و افکار و ادوار سیاسی و ادبی و تاریخ بلاد و ممالک و آثار ادبی و مادی وشرح حال مردمان نامی علمی و سیاسی شیعه از ابتدای تشکیل این فرقه تا عصر حاضر با بهترین طرز و روش مطابق اصول علمی تالیفات جدید است. مجلد چهارم این کتاب که در شرح حالات وزرا و امرا به فارسی و مجلد سوم که در شرح حال ملوک و سلاطین به عربی نگاشته شده است در مطبعه مجلس ملی به طبع رسیده است. فهرست موضوعات مجلدات و ابواب و طرز و اسلوب تالیف در آغاز این دو مجلد نیز چاپ شده است.
    هجده مجلد مختلف دیگری که در حدود 4000 صفحه به قطع وزیری و به قلم مولف نگاشته شده است برخی از آنها پاکنویس و برخی مشوش و به طور مسوده باقی است و جزو کتب خطیه این کتابخانه به شمار می رود.
    کتاب مزبور در مدت بیست سال زحمات متمادی از مهمترین کتابخانه های ایران و عراق و کتب متفرقه هند و مصر و اروپا جمع آوری شده و مصادر و مراجع خطی و چاپی آن تاکنون بالغ بر حدود هزار کتاب است.
    بزرگان علمای روحانی عصر مانند مرحومین آیة الله آقای میرزا محمد تقی شیرازی و آیة الله آقای شریعت اصفهانی و دیگران هنگام اشتغال نگارنده به تالیف کتاب مزبور قسمتی از مجلدات آن را مطالعه فرمودند و درتقریظ او شرحی مبسوط چاپی به عربی و فارسی مرقوم داشته اند و در غالب بلاد اسلام منتشر نموده اند. از این روی در بسیاری از مطالب و تراجم و کتابهای مجهول و نایاب آگاهی یافته و بدست آورده و در این تالیف نقل نموده. در خاتمه مقدمه مجلد چهارم فارسی آن از هواخواهان فضل و دانش و مطالعه کنندگان کتاب مزبور تقاضا شده که هر گاه انتقادی یا تکمله ای برای این تالیف به نظر آورده اند نگارنده را آگاه نمایند و نظریه خود را به ضمیمه مدارک عملی و اسناد تاریخ ارسال فرمایند تا اینکه درمجلداتی که بعدا طبع می شود با کمال امتنان درج نماید.

    عبدالعزیز جواهرکلام
    عبدالعزیز جواهرکلام، مؤلف آثار الشیعة الإمامیة
    از آلبوم جناب عبدالحسین جواهری

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ شنبه 30 آذر 1387 ساعت 12:27 بعدازظهر (نظر بدهید)

    اجازات آقابزرگ تهرانی (3) ـ محمدرضا حکیمی

    استاد محمدرضا حکیمی

    استاد محمدرضا حکیمی یک اجازه روایی شفاهی در سال 1380ق در حرم امام رضا علیه السلام از آقابزرگ دریافت کرده و دو اجازه روایی کتبی نیز علامه تهرانی از نجف برای ایشان فرستاده است. (فیلسوف عدالت، ص44). این اجازه یکی از همان دو اجازه مذکور است .
    استاد حکیمی کتابی نیز با عنوان شیخ آقا بزرگ تهرانی دارد که بارها چاپ شده است. دغدغه مهم استاد حکیمی عدالت است. از ایشان تا کنون دهها کتاب و مقاله چاپ شده است. برای اطلاع از حیات علمی و اجتماعی استاد حکیمی دو کتاب زیر قابل ذکراند: 1.«فیلسوف عدالت» نوشته کریم فیضی 2.«راه خورشیدی»نوشته محمد اسفندیاری

    صورت اجازه آقا بزرگ به استاد حکیمی در دوشنبه 15 رجب 1383 هجری قمری
    اجازه مرحوم علامه شیخ آقابزرگ تهرانی به استاد محمدرضا حکیمی

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ سه شنبه 5 آذر 1387 ساعت 10:35 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    اجازات آقابزرگ تهرانی (2) ـ سید محمدتقی طالقانی

    سید محمدتقی طالقانی
    1ـ اجازه گیرنده، سید محمد تقی فرزند حاج سید احمد طالقانی و برادر زنده یاد جلال آل احمد است. ایشان نماینده مراجع شیعه در میان شیعیان نخاوله مدینه بوده که بنا بر قول جلال در خسی در میقات «دوسال بیشتر دوام نیاورده». و همان جا مرحوم و در قبرستان بقیع دفن شد. جلال در خاطرات دوشنبه 24 فروردین سال 1343 در کتاب خسی در میقات (ص 41ـ42) می نویسد:
    «صبح رفتم بقیع، آفتاب که می زد من اثر سنت را در خاک می جستم. و قبل از همه اثر برادرم را. اما هیچ اثری و علامتی. وقتی گور چهار امام شیعه و ... و زنان و فرزندان پیغمبر بی نشان افتاده، برادر من دیگر کیست؟... مشغول به این فکرها قدم می زدم و یاد برادرم افتاده بودم که به چه خون دلی توانسته بود دور گور چهار امام را فقط سنگ چین کند و چه عکس ها که از این ماجرا گرفته بود و چه گلی که خود به دست مالیده بود و چه غیر منتظره بود خبر مرگش که در تهران به دست ما رسید...»

    صورت اجازه آقا بزرگ به سید محمد تقی آل احمد در محرم 1357
    صورت اجازه آقابزرگ تهرانی به سید محمدتقی طالقانی


    تصویر مجاز و مجیز. مرحوم سید محمدتقی طالقانی وسط در میان ایستادگان. و پدر ایشان مرحوم سید احمد طالقانی اولین نفر سمت چپ در نشستگان
    سيد محمدتقی طالقانی

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ شنبه 2 آذر 1387 ساعت 11:26 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    اجازات آقابزرگ تهرانی (1)

    علامه شیخ آقابزرگ تهرانی

    به مناسبت یکصدمین سال شروع تدوین الذریعة تألیف شیخ آقابزرگ تهرانی، چندی پیش مجلس بزرگداشتی به همت انجمن مفاخر فرهنگی در محل انجمن مزبور برگزار شد. در این مجلس عده ای سخنرانی کردند که متن بعضی از این سخنرانی ها به علاوهٔ چند مقالهٔ دیگر در یادنامه ای از سوی انجمن آثار و مفاخر منتشر شد.
    شایان ذکر است که به همین مناسبت یادنامهٔ دیگری در تهران، و یادنامهٔ دیگری در قم و هر دو به همت دوست دانشمند ما حضرت آقای طالعی در دست تهیه و انتشار است.
    متأسفانه بازتاب این مناسبت و مجلس مذکور در رسانه ها و روزنامه ها و مجلات بسیار ضعیف و کمرنگ بود؛ به طوری که در یکی از هفته نامه های وابسته به حوزهٔ علمیهٔ قم، تنها به چند سطر کوتاه، اکتفا شده بود.
    از تألیفات و آثار علمی مهم آقابزرگ تهرانی که دو عنوان آن «طبقات أعلام الشیعة» و «الذریعة إلی تصانیف الشیعة» است بگذریم، یکی از مشخصه های بارز ایشان، اهمیت به اجازه بود؛ به طوری که به نظر یکی از مطلعان، آقابزرگ بیش از دو هزار اجازه روایی به دیگران داده است.
    صاحب این قلم تا کنون به حدود یکصد اجازه دست یافته که به سفارش بعضی از دوستان متن این اجازات را کم کم در سایت کاتبان به نمایش می گذارد و در ذیل هر یک از اجازات شرح حال مختصری از اجازه گیرندگان را می آورد. در ارائه اجازات هیچ ترتیبی لحاظ نمی شود و به هر اجازه ای دست پیدا کنیم می آوریم.

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ چهارشنبه 22 آبان 1387 ساعت 1:41 بعدازظهر (نظر بدهید)

    هفتادمین سال درگذشت حاج شیخ عباس قمی قدس سره

    image1.jpg image2.jpg image3.jpg

    مرحوم حاج شیخ عباس قمی معروف به محدث قمی در سال 1359 قمری رحلت کرد و حدود صد تألیف از خود به جا گذاشت. ملّا، منبری، مؤلف و مخلص بود.

    شایسته می بود در هفتادمین سال رحلت این عالم بزرگ و پرکار، از او تجلیل می شد و آثار چاپ نشده اش چاپ می شد. اما حال که این کار نشده، مناسب است در 23 ذی الحجه امسال مصادف با دوم دی ماه 1387 در هفتادمین سال درگذشت ایشان، مجلس بزرگداشتی برای ایشان برگزار و از خدمات و آثارش یادی بشود.

    مرحود آقای دوانی مفصل ترین و بهترین کتاب را در شرح احوال و آثار محدث قمی در دو جلد (مجلد یازدهم مفاخر اسلام) منتشر کرد. اما هنوز ناگفته ها در این مورد بسیار است.

    اخیرا به لطف دوست کتابشناس و فاضل، جناب آقای شیخ اسماعیل بحرینی به شرح حال خود نوشتی از حاج شیخ عباس قمی برخوردم که آن را در این جا می آورم. این شرح حال در جُنگ خطی مرحوم سید محمد کاظم جزایری دیده شد. شرح حال به خط همین جزائری و ظاهرا به درخواست هم ایشان در سال 1346 قمری یعنی سیزده سال پیش از وفات محدث قمی در مشهد نوشته شده است. شایان ذکر است که تاکنون این شرح حال چاپ نشده و نخستین بار است که منتشر می شود.

    ضمنا در همین جُنگ  اجازه روایی هم از محدث قمی به حاج شیخ علی قمی به خط مرحوم سید محمد کاظم جزائری آمده که تاکنون ندیده بودیم و مرحوم آقای دوانی هم در مفاخر اسلام از آن سخنی نگفته است. محدث قمی در ربیع الاول 1322 قمری به حاج شیخ علی قمی اجازه داده است.

     

     

    سالشمار زندگی حاج شیخ عباس قمی بر اساس این زندگی نامه خود نوشت:

     

    دهه آخر سده سوم از هزاره دوم هجرت: تولد در قم

    تاسال 1316 ق: تحصیل در قم

    1316 ق: هجرت به نجف و ملازمت محدث نوری

    تا 1318 ق: ملازمت و تلمذ نزد محدث نوری و استنساخ خاتمه مستدرک

    1318 ق: نخستین سفر حج

    1319 ق: سفر به قم و سپس به نجف اشرف و ملازمت محدث نوری

    1320 ق: گرفتن اجازه روایت از محدث نوری

    1320 ق: رحلت محدث نوری

    1322ـ 1329 ق : مهاجرت به قم

    1329 ق: دومین سفر حج

    1330ـ 1332 ق: بازگشت به قم و دو سال اقامت در آنجا

    1341 ق: سومین سفر حج (با استفاده از کتاب آقای دوانی)

    1332ـ 1346 ق: مهاجرت به مشهد الرضا (ع)

     

     

     

    بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله ربّ العالمین. و سلام علی عباده الذین اصطفی.

     

    یقول العبد الآثم عبّاس بن محمد رضا بن أبی القاسم عفی الله عنهم : سألت ـ أیّدک الله تعالی ـ أن أکتب لک أحوالی و ترجمتی؛ فها أنا مثبت لک ما سألت إن شاء الله.

    فأقول ملخّصا:

    ولدت فی حرم أهل البیت علیهم السلام قم المحمیة فی العشر الآخر من المائة الثالثة بعد الألف و اشتغلت بتحصیل العلم فی البلدة المذکورة إلی سنة 1316، ثم هاجرت إلی النجف الأشرف، فمنّ الله تعالی علیّ بملازمة شیخنا الأجل الأعظم و عمادنا الأرفع  الأقوم، صفوة المتقدّمین و المتأخّرین، خاتم الفقهاء و المحدّثین، سحاب الفضل الهاطل و بحر العلم الذی لا یساحل، مستخرج کنوز الأخبار و محیی ما اندرس من الآثار، ذوالفیض القدسی، ثقة الإسلام النوری الطبرسی ـ أنار الله تعالی برهانه و أسکنه بحبوحة جنانه ـ و کنت استنسخ له خاتمة مستدرکه علی الوسائل لیبعثه إلی الإیران للطبع.

    فبقیت معه ـ رحمه الله ـ الی سنة 1318 فرزقنی الله تعالی حجّ بیته الحرام و زیارة قبر رسوله سید الأنام – علیه و علی آله آلاف التحیة و السلام. و لمّا فضیت حجی و فرغت من الزیارة رجعت من طریق الفارس إلی بلدة قم لزیارة سیدتنا فاطمة بنت موسی بن جعفر ـ علیهم الاسلام ـ التی وعدت الجنّة بزیارتها و لتجدید عهدی بالوالدین و بقیت فیها أیاما قلیلة، ثم سافرت إلی مشهد مولای أمیر المؤمنین و لزمت خدمة شیخی العلّامة النوری ـ نوّر الله مرقده ـ و ساعدته فی مقابلة المستدرک و کشف الأستار و استنساخ کتاب اللؤلؤ و المرجان و تصنیف تحیة الزائر و غیر ذلک.

    و کنت أستفید من جنابه فی البین إلی أن نعب بیننا غراب البین فطوی الدهر ما نشر و الدهر لیس بمأمون علی بشر. فتوفی ـ رحمه الله ـ فی سنة 1320 ـ عشرین و ثلاثمائة بعد الألف ـ حشره الله تعالی مع الأئمة الاثنی عشر علیهم السلام.

    وفی خلال استفادتی منه ـ رحمه الله ـ استجزت من أن یجیزنی بروایة مؤلّفات الأصحاب ـ رضی الله عنهم ـ فمنّ علیّ فی أواخر ایّام حیاته بإنجاح مسألتی فأجازنی أن أروی عنه مؤلّفات أصحابنا ـ رضوان الله علیهم أجمعین ـ قدیما و حدیثا فی التفسیر و الحدیث و الفقه و الأصولین و غیرها ممّا ساغ له إجازته و صحّ له روایته بطرقه المعهودة عن مشایخه العظام المشروحة فی خاتمة مستدرکه.

    ثم إنی بقیت بعدها ـ رحمه الله ـ سنتین فی النجف الأشرف، ثم هاجرت إلی العجم بدار الأیمان قم و کنت بها الی سنة 1329 فتشرّفت بالحجّ، ثم رجعت إلی قم أیضا و بقیت فیها إلی سنتین تقریبا، ثم هاجرت إلی مشهد مولانا الإمام المعصوم أبی الحسن الرضا ـ علیه  السلام ـ و بقیت فیه إلی هذه السنة و هی سنة ـ1346ـ ستّ و أربعین بعد ثلاثمائة و ألف. و فی خلال ذلک تکرّر منّی التشرّف بزیارة أئمة العراق ـ علیهم السلام ـ و رزقت مرّة ثالثة زیارة بیت الله الحرام.

    و قد ناهضت من العمر فوق الخمسین و مضی کثیر من عمری فی الأسفار و الانقطاع عن الکتب و الأسفار و مع ذلک برز منّی کتب کثیرة منها

    1. کتاب سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار

    2. نفس المهموم فی مقتول الحسین المظلوم

    3. نفثة المصدور

    4. الانوار البهیة فی تواریخ الحجج الإلهیة

    5. هدیة الزائرین

    6. مفاتیح الجنان

    7. الباقیات الصالحات فی الادعیة و الصلوات المستحبّات

    8. منتهی الآمال فی مصائب النبی و الآل

    9. تتمّة المنتهی فی وقایع أیّام الخلفاء

    10. غایة المنی فی المعروفین بالألقاب و الکنی

    11. هدیة الاُحباب

    12. الفوائد الرضویة فی أحوال العلماء الإمامیة

    13. دستور العمل

    14. اللئالی المنثورة

    14. فیض العلّام فی وقایع الأیّام

    15. فیض القدیر فیما یتعلّق بحدیث الغدیر

    16. تحفة الأحباب

    17. فهرست الوسائل

    18. نقد الوسائل

    19. شرح الوجیزة

    20. مقالید الفلاح

    21. الحکمة البالغة

    22.کحل البصر فی سیرة سیّد البشر

    23. بیت الأخزان فی مصائب سیدة النسوان

    24. وغایة المرام فی مختصر دار الاسلام

    25. الدرّ النظیم فی لغات قرآن العظیم

    26. الفصول العلیة

    27. کتاب السنن و الآداب

    28. التحفة الطوسیة

    30. النفحة القدسیة

    31. الفوائد الرجبیة

    32. المقامات العلیه

    33. قرّة الباصرة الی غیر ذلک.

    والحمد لله و صلواته علی محمد و عترته الطاهرة و نختم الکلام بالتمثل هذه الأبیات:

     

     

    از روش این فلک سبز فام / عمر فزون گشته ز پنجاه عام
    در سر هر سالی از این روزگار / خورده ام افسوس خوشیهای یار
    باشدم از گردش گردون شگفت / کانچه مرا داد همه پس گرفت
    قوّتم از زانو و بازو برفت / آب ز رخ رنگ هم از مو برفت
    عقد ثریّای من از هم گسیخت / گوهر دندان همه یک یک بریخت
    آنچه به جا ماند نیابد خلل / بار گناه آمد و طول امل
    بانگ رحیل آمد از این کوچگاه / همسفران روی نهاده به راه
    آه ز بی زادی روز معاد / زاد کم و طول مسافت زیاد
    بار گران بر سر دوشم چو کوه / کوه هم از بار من آمد ستوه

                                               * * *

    ای که بر عفو عظیمت گناه / در جلو سیل بهار است گاه
    فضل تو گر دست نگیرد مرا / عصمتت ار باز گذارد مرا
    جز به جهنم نرود راه من / در سفر انداخته بنگاه من
    بنده شرمنده نادان منم / غوطه زن لجّه عصیان منم
    خالق و بخشنده احسان توئی / فرد و نوازنده به غفران توئی

     کتبه بیمناه الوازرة عباس بن محمد رضا القمّی عفی عنه سنة 1346.

    حرّره المذنب المنزوی محمد کاظم الموسوی الجزائری عفی عنه.

     

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ پنجشنبه 27 تير 1387 ساعت 12:45 بعدازظهر (نظر بدهید)

    Kashkool - Notes and articles by Mohsen Sadeqi. Powered by Kateban.com