Kashkool - Notes and articles by Mohsen Sadeqi


--(صفحه اصلى)--
جستجو
موضوع ها
آرشیو
  • ۱۳۸۷
  • تير
  • مرداد
  • آبان
  • آذر
  • دي
  • آخرین نوشته ها
  • اثری از شیخ بهایی در زمینه «کالبد شکافی»
  • نسخه خطی مجموعه آثار الشیعة الإمامیة کجاست؟
  • برخی ابیات تازه یاب از شیخ بهایی
  • اجازات آقابزرگ تهرانی (3) ـ محمدرضا حکیمی
  • یک دسته گل دماغ پرور
  • اجازات آقابزرگ تهرانی (2) ـ سید محمدتقی طالقانی
  • به استقبال کنگره بزرگداشت شهیدین (گفتاری از محمدتقی دانش پژوه درباره قواعد و فواید شهید اول)
  • اجازات آقابزرگ تهرانی (1)
  • شیخ بهایی و مجلسی اول در مسجد جمکران
  • یادی از دوستان

  • لینک های روزانه
    سایت های دیگر
    گالری عکس
    برای ما بنویسید
    نظرات دیگران:
    saeed از


    لطفا آقای صادقی به سوالهای من پاسخ دهد:
    1.اینکه عالمی یا فقیهی در مسیر سفر به قم در مسجدی در روستای جمکران نماز بخواند دلیل بر صحت این ادعاست که حضرت حجت هر 4شنبه به این مسجد تشریف می آورند و نماز می خوانند؟
    2.آیا می دانید به گفته یکی از نزدیکان حضرت امام ایشان فقط 1 بار به این مسجد مشرف شدند و تنها نماز تحیت خواندند
    3.لطفا قدیمیترین سند نماز مخصوص این مسکد را هم برای خوانندگان سایت کاتبان مکتوب فرمایید

    ارسال شده در يكشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۵۷ بعدازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۵۶۵۰ نفر
    کاربران حاضر : ۱ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۱۴


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2008-06-29

    اثری از شیخ بهایی در زمینه «کالبد شکافی»





    1ـ یکی از تألیفات بهایی «تشریح العالَمَین در علم هیئت و تشریح اعضا» است. این اثر در هیچ یک از کتب تراجم و فهارس به ایشان نسبت داده نشده است بجز «تذکره خیرالبیان» تألیف ملک شاه حسین سیساتی (زنده در 1036ق). این تذکره تا کنون چاپ نشده و تنها قسمتی از آن شامل علمای شاعر معاصر سیستانی را جناب عارف نوشاهی چاپ کرده است (در مقالات عارف، دفتر دوم، تهران، 1386).
    2ـ روزهای اخیر «فهرست آثار شیخ بهایی، موجود در کتابخانه آیة الله مرعشی» از چاپ درآمده و در تصویرهای ضمیمه پایان کتاب، برگ آغاز رساله تشریح العالمین ـ بر اساس نسخه خطی شماره 4250ـ کلیشه شده و مؤلف آن را ناشناس معرفی کرده است! این نسخه به خط بهایی است و به احتمال زیاد، برگ به جامانده بخشی از همان کتاب «تشریح العالَمَین» در علم هیئت بوده است که مؤلف تذکره خیرالبیان ـ با همین تعبیرـ به بهایی نسبت داده است.
    3ـ موضوع رساله مذکور، چنانکه از یک صفحه باقی مانده و توصیف صاحب خیر البیان برمی آید، در دو علم هیئت و تشریح اعضای بدن است. و آنچه در فهرست نسخه های خطی کتابخانه آیة الله مرعشی (ج 11، ص 251) در بیان موضوع آن آمده ناتمام است. در این فهرست، رساله این گونه معرفی شده: «در بیان عالم کبیر و عالم صغیر و شرح بدایع صنایع الهی»!؟
    4ـ به جز این رساله، که دلالت می کنده شیخ بهایی در علم طب هم دستی داشته، در چندین مورد در «کشکول» نیز مطالبی از آثار طبی را نقل و سپس نقد می کند. همچنین در کتابخانه مدرسه آیة الله گلپایگانی نسخه ای از ترجمه «بُرء الساعه» محمد بن زکریای رازی وجود دارد که منسوب به شیخ بهایی است.
    محمد صادقی
    2/10/87

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ سه شنبه 10 دي 1387 ساعت 1:20 بعدازظهر (نظر بدهید)

    نسخه خطی مجموعه آثار الشیعة الإمامیة کجاست؟

    عبدالعزیز جواهرکلام

    عبدالعزیز جواهرکلام (1269ـ1365 ش) از نوادگان شیخ محمدحسن نجفی (صاحب کتاب بزرگ و مهم فقهی جواهر الکلام) است که آثار زیادی اعم از تألیف و ترجمه به یادگار گذاشته و شاید مهم ترین آنها تألیف «دایرة المعارف اسلامیه ایران و همگی معارف شیعه امامیه اثنی عشریه» و «ترجمه منظوم مثنوی معنوی به عربی» است که دومی با عنون جواهر الآثار توسط انتشارات دانشگاه تهران در هفت جلد چاپ شده است.
    جواهرکلام همچنین دو جلد «فهرست نسخه های خطی و عکسی کتابخانه عمومی معارف» را در سالهای 1313 و 1314 منتشر کرد. در این دو جلد جمعاً 348 نسخه خطی و 46 نسخه عکسی معرفی شده است.
    جواهرکلام در آخر جلد دوم این فهرست، خبر از کتابی خطی می دهد که از تألیفات خود اوست با عنوان «آثار الشیعة الامامیه» که دو جلد آن تا آن زمان چاپ شده بود و بقیه در «کتابخانه معارف» نگه داری می شده است. در ادامه عین عبارات جواهرکلام در معرفی و چند و چون این کتاب را می آورم. اما چند نکته و سؤال برای نگارنده مطرح است که پیش از نقل کلمات جواهرکلام در این جا مطرح می کنم:
    1ـ اکنون نسخه های معرفی شده در این دو جلد فهرست کجاست؟
    2ـ ابتدا احتمال داده شد که این مجموعه در کتابخانه ملی نگه داری می شود، اما با جستجویی که در سایت کتابخانه ملی کردیم، اثری از این کتاب نیافتیم.
    3ـ چنانکه در دایرة المعارف شیعه جواهرکلام و همچنین در دو جلد چاپ شده آثار الشیعة الامامیه (ج 3و 4) دیده ایم، ایشان محققی محکم نویس و نویسنده ای دقیق است. از این رو، قابل توجه مؤسسات شیعه شناسی و کتابشناسی که بحمدالله این روزها فراوان اند، که پی گیری کنند و بخش مخطوط این اثر ارزشمند (18جلد) را بیابند.
    محسن صادقی
    25/9/78

    اینک عین عبارات جواهرکلام در پایان جلد دوم فهرست (ص197) کتابخانه عمومی معارف:

    از جمله کتب خطی «کتابخانه معارف» که موقتا در آنجا محفوظ است، بیست جلد کتاب آثار «الشیعة الامامیه» است راجع به عقاید و افکار و ادوار سیاسی و ادبی و تاریخ بلاد و ممالک و آثار ادبی و مادی وشرح حال مردمان نامی علمی و سیاسی شیعه از ابتدای تشکیل این فرقه تا عصر حاضر با بهترین طرز و روش مطابق اصول علمی تالیفات جدید است. مجلد چهارم این کتاب که در شرح حالات وزرا و امرا به فارسی و مجلد سوم که در شرح حال ملوک و سلاطین به عربی نگاشته شده است در مطبعه مجلس ملی به طبع رسیده است. فهرست موضوعات مجلدات و ابواب و طرز و اسلوب تالیف در آغاز این دو مجلد نیز چاپ شده است.
    هجده مجلد مختلف دیگری که در حدود 4000 صفحه به قطع وزیری و به قلم مولف نگاشته شده است برخی از آنها پاکنویس و برخی مشوش و به طور مسوده باقی است و جزو کتب خطیه این کتابخانه به شمار می رود.
    کتاب مزبور در مدت بیست سال زحمات متمادی از مهمترین کتابخانه های ایران و عراق و کتب متفرقه هند و مصر و اروپا جمع آوری شده و مصادر و مراجع خطی و چاپی آن تاکنون بالغ بر حدود هزار کتاب است.
    بزرگان علمای روحانی عصر مانند مرحومین آیة الله آقای میرزا محمد تقی شیرازی و آیة الله آقای شریعت اصفهانی و دیگران هنگام اشتغال نگارنده به تالیف کتاب مزبور قسمتی از مجلدات آن را مطالعه فرمودند و درتقریظ او شرحی مبسوط چاپی به عربی و فارسی مرقوم داشته اند و در غالب بلاد اسلام منتشر نموده اند. از این روی در بسیاری از مطالب و تراجم و کتابهای مجهول و نایاب آگاهی یافته و بدست آورده و در این تالیف نقل نموده. در خاتمه مقدمه مجلد چهارم فارسی آن از هواخواهان فضل و دانش و مطالعه کنندگان کتاب مزبور تقاضا شده که هر گاه انتقادی یا تکمله ای برای این تالیف به نظر آورده اند نگارنده را آگاه نمایند و نظریه خود را به ضمیمه مدارک عملی و اسناد تاریخ ارسال فرمایند تا اینکه درمجلداتی که بعدا طبع می شود با کمال امتنان درج نماید.

    عبدالعزیز جواهرکلام
    عبدالعزیز جواهرکلام، مؤلف آثار الشیعة الإمامیة
    از آلبوم جناب عبدالحسین جواهری

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ شنبه 30 آذر 1387 ساعت 12:27 بعدازظهر (نظر بدهید)

    برخی ابیات تازه یاب از شیخ بهایی

    در ضمایم نسخه شماره 4250 کتابخانه آیة الله مرعشی (قدس سره) چندین بیت به فارسی و عربی، سروده شیخ بهاءالدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهائی به خط خودش دیدم که در این جا می آورم. برخی از این ابیات نخستین بار است که منتشر می شود. ابتدا اشعار فارسی و سپس اشعار عربی را می آوریم:

    1ـ چندین بیت در مدح امام هشتم سلام الله علیه:
    ای خاک دَرَت سرمه ارباب بصارت / در تأدیتِ مدحِ تو خم پشت عبارت
    گردِ قدم ِ زائرت از غایت رفعت / بر فرقِ فریدون بنشیند ز حقارت
    در روضه تو خیل ملایک ز مهابت / گویند به هم مطلب خود را به اشارت
    هر صبح که روح القدس آید به طوافت / در چشمه خورشید کند غسل زیارت
    در حشر به فریاد بهائی برس از لطف / کز عمر نشد حاصل او غیر خسارت

    2ـ دو دوبیتی درباره روضه حیدریه:
    روزی که رسم به روضه شیر خدا / تا پا ننهم بر پرِ جبریل آنجا
    از سر سازم قدم ولی می ترسم / کز ذوق ندانم سرِ خود را از پا
    *
    بال ملک است فرش این کاشانه / آهسته در او قدم نِه ای دیوانه
    نه نه غلطم که بر پرش پا چو نهی / صد بوسه زند بر قدمت شکرانه

    5ـ دو دوبیتی دیگر درباره حرم حضرت امیر(ع) به عربی:
    هذَا الحرمُ الأقدسُ مِن رفعته / جِبریل مواظِبٌ علی خدمتِهِ
    یَدعوا أبداً لِمَن أتَی رَوضَتهُ / أن یدخله الإله في رحمتِهِ
    *
    هذا النبأُ العظیم ما فیه خِلاف / هذا لِمَلائکِ السَّماواتِ مَطاف
    هذا حرمُ اللهِ لِمَن حجَّ وطاف / من طافَ بِهِ فَهوَ من النارِ مُعاف

    6ـ چند بیت درباره حائر حسینی (ع):
    هذا حَرَمٌ فیهِ شِفاء الأسقام / فیه لِملائک السَماواتِ مُقام
    مَن یمَّمَ بابَهُ یَنَل مطلَبَهُ / مَن حلَّ بِهِ فهو علَی النارِ حرام
    *
    ذا مشهدُ مَن ولاءه اللهُ فَرَض/ من لاذَ بِظلِّهِ یَنَل کلَّ غَرض
    في قُبَّتهِ الدعاء لا ردَّ لَهُ / في تُربته الشِّفاء من کُلِّ مَرض
    *
    هذا حَرَمٌ ببابِهِ الغرّ رسا / مَن قبَّلَ أرضَهُ ینلَ ما التَمَسا
    فیه النورُ الذي ابنُ عمرانَ رَأی / بِاللیلِ فظَنَّهُ شهاباً قَبَسا

    7ـ دو بیت درباره حضرت ابا الفضل (ع):
    هذا ابنُ عليٍّ و أخو السِّبطینِ / الضارِبُ بِالطُّفوفِ بالسَّیفَینِ
    یا زائرَهُ سَعِدتَ والله بِهِ / اَبشِر اَبشِر و بِت قَریرَ العینِ

    8ـ دو بیت درباره حضرت حرّ:
    هذا الحرُّ المجاهد الأوّاهُ / الجاعلُ نفسَهُ فِدا مولاه
    قد نالَ من الجنَّهِ أعلی غُرَف / اختصَّ بها فجَلَّ مَن أعطاهُ

    9ـ دو بیت در باب سامرا و زیارت سرداب:
    یا زائرَ سُرَّ من رَأی وَقتُکَ طاب / کُن ذا أدب عند نزولِ السَّرداب
    وادخُل متواضعاً و راع الآداب / جبریل ومیکال وُقوفٌ بالباب

    10ـ در شوق به زیارت امام رضا (ع):
    یا ریح أقصُّ قِصّة الهجر لَدَیک / إن جِئت إلی طوس فبالله لَدَیک
    قَبِّل عنّي ضریحَ مولاي وقُل / قد مات بهائیُّک في الشوق إلیک

    11ـ حسن ختام: دو بیت درباره همه روضه های پاک:
    في یَثربَ و الغَريِّ و الزوراءِ / في طوس و کربلا و سامرّاءِ
    لي أربعةٌ وعشرةٌ هُم ثقَتي / في الحَشرِ وهُم حصني من أعدائي

    اشعاری که شیخ بهائی درباره امیرالمؤمنین (ع) سروده را به حضرت آقای مجتهدی، مدیر کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین (ع) تقدیم می کنم.
    نیز دو بیتی که درباره حضرت اباالفضل (ع) سروده را تقدیم می کنم به استاد سید محمد رضا جلالی که این ایام مشغول تألیف کتابی درباره حضرت عباس (ع) هستند.
    بقیه اشعار را هم تقدیم می کنم به روح پدرم که در جوانی ندای حق را لبیک گفت.
    محسن صادقی / نیمه شب یکشنبه 17/9/87











    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ شنبه 23 آذر 1387 ساعت 4:31 بعدازظهر (نظر بدهید)

    اجازات آقابزرگ تهرانی (3) ـ محمدرضا حکیمی

    استاد محمدرضا حکیمی

    استاد محمدرضا حکیمی یک اجازه روایی شفاهی در سال 1380ق در حرم امام رضا علیه السلام از آقابزرگ دریافت کرده و دو اجازه روایی کتبی نیز علامه تهرانی از نجف برای ایشان فرستاده است. (فیلسوف عدالت، ص44). این اجازه یکی از همان دو اجازه مذکور است .
    استاد حکیمی کتابی نیز با عنوان شیخ آقا بزرگ تهرانی دارد که بارها چاپ شده است. دغدغه مهم استاد حکیمی عدالت است. از ایشان تا کنون دهها کتاب و مقاله چاپ شده است. برای اطلاع از حیات علمی و اجتماعی استاد حکیمی دو کتاب زیر قابل ذکراند: 1.«فیلسوف عدالت» نوشته کریم فیضی 2.«راه خورشیدی»نوشته محمد اسفندیاری

    صورت اجازه آقا بزرگ به استاد حکیمی در دوشنبه 15 رجب 1383 هجری قمری
    اجازه مرحوم علامه شیخ آقابزرگ تهرانی به استاد محمدرضا حکیمی

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ سه شنبه 5 آذر 1387 ساعت 10:35 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    یک دسته گل دماغ پرور

    فهرست نسخه های عکسی کتابخانه آیةالله العظمی مرعشی نجفی
    این روزها چشممان به جلد سوم «فهرست نسخه های عکس کتابخانه آیة الله مرعشی» روشن شد. پیش از این زنده یاد حجة الاسلام حایری خرم آبادی، فهرست تعداد هزار نسخه عکسی کتابخانه مزبور را در دو جلد منتشر کرده بود و اینک جناب ابوالفضل حافظیان جلد سوم فهرست را با معرفی سیصد نسخه دیگر عرضه کرده است. انصافاً فهرستی است پر برگ و بار، و پر بیراه نیست اگر گفته شود در این کتاب سیصد مقاله در شناسایی آثار شیعه و سنی ارائه شده است؛ مقالاتی که هر کدام بر پایه چندین منبع استوار است. پیشتر از جناب حافظیان ـ علاوه بر آثار گوناگون ـ کتاب «نسخه پژوهی» را دیده بودیم که تاکنون سه دفتر آن منتشر شد است. کاری که بیشتر به منشورات ماوراء بحار می مانست و سالها باید چشم بمالیم كه این گونه آثار به بر آیند. امیدواریم دفترهای دیگر نسخه پژوهی هم از راه برسند و همچنان بدرخشند.
    در این فرصت، نسخه های عکسی که از اقصا نقاط دینا تهیه شده، شناسانده شده است: نسخه هایی از موزه بریتانيا، دارالکتب قاهره، ظاهریه دمشق، ملی پاریس، اسکوریال در اسپانیا، كتابخانه واتیکان، چستربیتی در ایرلند جنوبی و بسیاری از کتابخانه های عمومی و خصوصی ایران. مؤلف در مقدمه خود، گزارش کارش را ارائه داده و در ضمن به نوعی آموزش فهرست نویسی نسخه های عکسی هم پرداخته که برای اهلش مغتنم است.
    نکته دیگری مؤلف در مقدمه خود آورده که از سویی مایه سرور است و از سویی مایه تأسف، و آن این است که هم اکنون «هزاران میکروفیلم و لوح فشرده که حاوی تصاویر نسخه های خطی از نقاط مختلف جهان است و هم چنان بر این تعداد افزوده می گردد»، در این کتابخانه نگهداری می شود، و البته می دانیم که تاکنون هیچ کدام از این نسخه ها معرفی نشده و حتی سیاهه ای مختصر هم از آنها ارائه نشده است؟!!
    محسن صادقی
    3/9/87

    ابوالفضل حافظیان

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ سه شنبه 5 آذر 1387 ساعت 10:09 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    اجازات آقابزرگ تهرانی (2) ـ سید محمدتقی طالقانی

    سید محمدتقی طالقانی
    1ـ اجازه گیرنده، سید محمد تقی فرزند حاج سید احمد طالقانی و برادر زنده یاد جلال آل احمد است. ایشان نماینده مراجع شیعه در میان شیعیان نخاوله مدینه بوده که بنا بر قول جلال در خسی در میقات «دوسال بیشتر دوام نیاورده». و همان جا مرحوم و در قبرستان بقیع دفن شد. جلال در خاطرات دوشنبه 24 فروردین سال 1343 در کتاب خسی در میقات (ص 41ـ42) می نویسد:
    «صبح رفتم بقیع، آفتاب که می زد من اثر سنت را در خاک می جستم. و قبل از همه اثر برادرم را. اما هیچ اثری و علامتی. وقتی گور چهار امام شیعه و ... و زنان و فرزندان پیغمبر بی نشان افتاده، برادر من دیگر کیست؟... مشغول به این فکرها قدم می زدم و یاد برادرم افتاده بودم که به چه خون دلی توانسته بود دور گور چهار امام را فقط سنگ چین کند و چه عکس ها که از این ماجرا گرفته بود و چه گلی که خود به دست مالیده بود و چه غیر منتظره بود خبر مرگش که در تهران به دست ما رسید...»

    صورت اجازه آقا بزرگ به سید محمد تقی آل احمد در محرم 1357
    صورت اجازه آقابزرگ تهرانی به سید محمدتقی طالقانی


    تصویر مجاز و مجیز. مرحوم سید محمدتقی طالقانی وسط در میان ایستادگان. و پدر ایشان مرحوم سید احمد طالقانی اولین نفر سمت چپ در نشستگان
    سيد محمدتقی طالقانی

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ شنبه 2 آذر 1387 ساعت 11:26 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    به استقبال کنگره بزرگداشت شهیدین (گفتاری از محمدتقی دانش پژوه درباره قواعد و فواید شهید اول)

    استاد محمدتقی دانش پژوه

    کنگره بین المللی بزرگداشت شهید اول و شهید ثانی در اردیبهشت ماه 1388 در قم برگزار می شود. بی شک حوزه های علمیه شیعه مدیون این دو شهید هستند.

    یکی از تألیفات ارزشمند شهید اول کتاب القواعد والفوائد است. این کتاب چنان که بایست تا کنون شناخته نشده است. شیخ بهایی، حرفوشی و سید محمد عصار بر این کتاب حاشیه زده اند.

    مرحوم محمد تقی دانش پژوه در سال 1353 در کنگره اسلامی در دهلی درباره این کتاب  سخنرانی ارایه کرده که در این جا متن این سخنرانی عینا ارایه می شود. این متن پیش از این در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی (س21، ش4، ص45ـ50) چاپ شده است و ما از این مجله نقل می کنیم.

    10/8/87 / محسن صادقی

    محمد تقی دانش پژوه

    القواعد والفوائد للشهید بمثابة مصدر شیعي لمعرفة

    حکمة التشریع الإسلامي

    الشیخ ابوعبدالله شمس الدین محمد بن جمال الدین مکي بن شمس الدین محمد بن حامد بن احمد المطلیي العاملي النباطي الجزیني الشهید الاول (734ـ786) کان جامعا لفنون العقلیات والنقلیات فقیها محدثا متکلما بارعا ماهرا من مفاخر الشیعة الإمامیة الف کتاب القواعد والفوائد  وهو کما وصفه نفسه «یشتمل علی ضوابط کلیة أصولیة وفرعیة یستنبط منها الأحکام الشرعیة لم یعمل الأصحاب بمثله» وهو أول من صنف من علماء الشیعة في هذا الموضوع وفیه ثلث وثلثمائة قاعدة في ستمائة وثلاثة آلاف بیت، وطبع علی الحجر في طهران في سنة 1270 وثانیا مع نبذة من حواشي البهائي وشرح الحرفوشي وحواشي السید علي بن محمد العصار اللواساني في سنة 1308 وطبع ایضا بلا تاریخ في ایران [1] ثالثا.

    صنف قبل الشهید من علماء السنة والجماعة ابو محمد عزالدین عبدالسلام السلمی المتوفی سنة  660 . «قواعد الأحکام في مصالح الانام» واجری القواعد الکلیه الأصولیة والفقهیة علی الموارد الجزئیة.

    وبعده صنف جمال الدین عبدالرحیم الاسنوي المتوفی سنة 772 «التمهید في تنزیل الفروع علی الأصول» سنة 868 في القواعد الکلیة الأصولیة والفقیة «والکوکب الدری» في القواعد العربیة

    وبعده ابوالحسن ابراهیم الغرناطي المالکي التوفی سنة 790 «الموافقات في أصول الشریعة».

    واخذ الشیخ زین الدین الشهید الثاني العالم الشیعي المتوفی  سنة 966 کتابه تمهید القواعد الأصولیة والعربیة لتفریع فوائد الأحکام الشرعیة» عن کتاب الاسنوي ولکنه قسمه قسمین وفصل القواعد الأصولیه عن الادبیه وجعل کل قسم مائة قاعدة واتمه مع فهرسه الذي وصفه له في سنة 958[2] .

    وعلی القواعد والفوائد دارت رحی التدریس وعلقت علیها شروح وحواشي کثیرة [3] واول من علق علیه قیودا هو ابوالقاسم علي بن علي بن جمال الدین محمد علي الفقعاني العاملي المتوفی 855 فکتب علی نسخة من هذا الکتاب المکتوبة في 835ـ 847 حواشي وتعلیقات. وکتب فی سنة 986 نسخة من القواعد و الفوائد من هذه النسخة و نسخة اخری مورخة فی سنة 837 مع اجازة ابن العشرة الشیخ حسن بن یوسف.

    وبعده لخص القواعد والفوائد الشیخ الفاضل مقداد السیوري في جامع الفوائد في تلخیص القواعد ثم رتبه علی ترتیب الفروع الفقهیة في نضد القواعد الفقهیة علی مذهب الإمامیة .

    واختصر الشیخ زین الدین إبراهیم بن علي الکفعمي اللویزي الجبعي المتوفی سنة 905 القواعد (في مجموعة کتب في 847 الی 852).

    ثم علق علیها الشیخ بهاءالدین محمد العاملی المتوفی السنة 1031 حواشي طبع بعضها مع الکتاب في سنة 1308 في ایران.

    ثم صنف تلمیذه الشیخ محمد بن علي بن احمد الحرفوشي الحریري العاملي الکرکي  المتوفی سنة 1059 شرحه «القلائد السنیة علی القواعد الشهیدیة» وکان تسویده في رجب 1054 الی منتصف یوم  الاثنین الرابع والعشرین من ذي القعده لهذه السنة وتبییضه في أصفهان في منتصف یوم الأحد السادس من جمادی الثانیة سنة 1055[4].

    ثم کتب میرزا قاضی بن کاشف الدین محمد الیزدي وکان حیاً فی سنة 1056 حاشیة علیه.

    وبعده علق علیه حواشي الشیخ حسن علی بن عبدالله الشوشتري الاصفهاني المتوفی سنة 1075.

    وبعده نجد حاشیة السید اسماعیل بن نجف المرندي المتوفی سنة 1318 المؤلفة في سنة 1286 .

    وشرح میرزا ابوتراب القزویني المتوفی بعد 1292 او سنة 1300

    وحاشیة المیرزا محمد بن سلیمان التنکابنی (1230 ـ 1302)

    وحاشیة الفاضل محمد بن باقر الایرواني المتوفی سنة 1306

    وحاشیة علي بن علي رضا الخوئي  المتوفی سنة 1350

    وحاشیة  السید محمد بن محمود الحسیني اللواساني الطهراني المهراني العصّار المتوفی سنة 1356.

    بحث الشهید في هذا الکتاب بعد تعریف الفقه عن أقسام الحکم الشرعي الخمسة (الواجب والمندوب والمحرم والمکروه والمباح) والاربعة (العابدات، العقود، الایقاعات الأحکام) ثم بنی تحقیقه علی أن أفعال الله معللة بالاعراض کما یقوله المعتزلة  وقال أن الغرض الدنیوي في الأحکام الشرعیة إما هولجلب النفع  أو لدفع الضرر،  اصالة محسوسا بإحدی الحواس الخمسة ، أو تبعا.

    ثم قال : إن الوسائل یعنی الأحکام المعللة بالاغراض خمس اما مفید للملکیة، او جالب للمصالح وذاب عن المفاسد.

    ثم قسم الخطاب الشرعی الی المقتضی والمخیر وبعد بحث عن الأحکام الوضعیة عنی السببیة والشرطیة والمانعیة والقواعد للاسباب والشروط والموانع، وقال: ان السبب مادي وقلبي وزماني، تعرض لاقسام الوسایل للاشیاء المحرقة والمباحة والمختلف فیها والمباحة لاحد الطرفین والمحرمة للطرف الاخر والوسیلة الی معصیة، ثم تعرض للأحکام من حیث قبولها  للشرط والتعلیق وعدمه ولاقسام الموانع ثم قسم الأحکام بالنسبة الی خطاب التکلیف والوضع الی اربعة اقسام، ثم بحث عن القواعد الخمسة المستنبطة عن المدارک الاربعة للأحکام وهي الکتاب والسنة والإجماع ودلیل العقل وهي هذه:

    1ـ تبعة لعمل للنیة وقواعدها،

    2ـ قاعدة المشقة والیسر،

    3ـ قاعدة الیقین والبناء علی الاصل وهو الاستصحاب

    4ـ قاعدة الضرر المنفی لتحصیل المنفعة ودفع المفسدة  او احتمال اخف المفسدتین.

    5ـ العادة والعرف.

    ثم عرض للأصول  اللفظیة والعقلیة مثل: الحقیقة، المجاز، الاشتراک، الاقرار والانشاء، اتحاد السبب والمنسب وتعددهما، سبییة الوقت، اصالة الحل او الحرمة، الموانع، الامر و النهی ، العام والخاص، المطلق والمقید، تعلیل الشرع بالمصالح، الاستثناء، الظاهر والمأول، النسخ، المرکب والمجتمع، المقتضی والمانع، الاجتهاد والتقلید، الحقوق واقسامها وازدحامها، الجبرو الزجر، الامانة والضمان، التملک للرقبة والمنفعة، الولایة والنیابة، تبعیة الأحکام للمسمیات، الشبهة وغیرها من القواعد في النکاح، قواعد القضاء ومنها القرعة، قواعد الجنایات، قاعدة الاذن، الملک والید، الذمة، الغرر، المصالح واقسامه الثلثة الضروریة والحاجیة والتمامیة، التقیة، الأمر بالمعروف والنهی عن المنکر، قواعد القعود، قواعد الارث.

    وفی القرن الثالث عشر نجد کتابین حول هذا الموضوع:

    قواعد الایام من مهمات أدلة الأحکام وکلیات مسائل الحلال والحرام في بیان قواعد الأحکام الشرعیة لمحمد مهدي بن ابي ذرالنراقي الکاشاني[5] المتوفی لیلة الحد الثالث والعشرین من ربیع الثاني سنة 1245 بایام قلائل بعد تألیف هذا الکتاب وهو آخر مصنفاته وفیه ثمانیة وثمانون عائدة وبحث عن هذه القواعد باحسن وجه  مع ایراد دلائل وفیه بعض القواعد الأصولیة والمنطقیة والکلامیة التی بنیت علیها المسائل النقهیة وبعض القواعد الکلیة الخاصة بالفقه ونشیر الی بعض من هذه:

    الوفاء بالعقود، تعضیم الشعائر، الاذن، نفي الضرر، المعاونعة علی الاثم، الغرر، الملکیة ، المعدوم، المالیة، الشرط ضمن  العقد، القصد والنیة، العسر والحرج، اصالة الصحة، الخطاء والجهل، المیسور والمعسور، الاکراه،  تداخل الاسباب،ضمان الید، البدعة والتشریع، الاجزاء، الصیغة في المعاملات، الاقرار، الجنون والسفه، ولایة الحاکم، العرف، الاسراف، القرعة، الیدو الملکیة، البلوغ والکمال، التسامح فی أدلة السنن، المعرف والکاشف، الشهادة ، التحاکم.

    العناوین للسید عبدالفتاح بن علي الحسیني المراغي الفه في النجف في الثامن والعشرین من شهر رمضان سنة 1246 کان بعد سنة مضت من تألیف العوائد للنراقي، وفیه ثلث وتسعون عنوانا من الأصول التي یترتب علیها الفروع  الفقهیة وهذا الکتاب تحریر لبحوث  استاذته معه[6].

    و فیه بعض القواعد الکلیة الفقهیة مثل: الکشف والنقل في الشروط، الشک  بعد الفراغ، التحدید الشرعي، تداخل الاسباب، العلل المعرفات للشرع، العسر والحرج، نف الضرر والضرار، القرعة، التسامح، التوسعة والعذر ، التعارض، المیسور والمعسور، تعضیم الشعائر واهانتها، الاعانة علی البر والتقوی وعلی الاثم والعدوان، اصالة الصحة فی العقود والایقاعات ، القصود في العقود، المعاوضة، النیة والرضا والتمني، المعاطاة، الاشارة والکتابة في العقود والایقاعات، التنجیز فیها، الاوصاف، المنفعة، الاصالة والتوکیل، الشروط في العقود، الغرر، التعلیق، الاقالة والنسخ، تعذر الوفاء، الید والضمان، التعدی والتفریط، التلف ، الفساد، الاحسان ، الاستیمان، الاقدام، الاذن، التقویم، التأدیة، الولایة ، الادعاء والانکار والنکول، البینة، البلوغ ، العقل، الرشد، الحریة، الاختیار والرضا، العدالة، اصالة الصحة،

    ومن متأخري علماء الشیعة ایضا من صنف في هذا الموضوع ونذکرها بعضهم:

    القواعد الفقهیة للشیخ محمد تقي آل الفقیه العاملي  في قواعد عامة عقلیة وأصولیة وفقهیة[7].

    القواعد الفقهیة لآقا میرزا حسن البجنوردي  طبع منها اربعة مجلدات.

    هذا ما کنت عرفت من کتب الشیعة الإمامیة وما فهمت من القواعد للشهید العالم الشیعي.

    ویجب ان یقارن ما یوجد فی هذه الکتب مع ما یوجد في کتب الفرق الإسلامیة الاخری من  القواعد الکلیة ویبحث عما قال هؤلاء حول هذا المسائل حتی یستنبط من مجموع هذه الابحاث القیمة معائیر ومقائیس لحل المشاکل التي نجدها في المجتمعات الإسلامیة في الحیاة المدنیة الجدیدة.



    [1] اعیان الشیعة 47: 36 الذریعة 17: 193 ـ فهرس مکتبة الجامعة المرکزیة بطهران 5: 1978 ـ فهرس مشار715

    [2] الذریعة 4: 433 ـ فهرس مکتبة جامعة طهران 5: 1979 و6: 2168

    [3] الذریعة 1: 357 و6: 173 و14: 162 و17: 162.

    [4] کان عند السماوي في النجف نسخة منه مورخة في سنة 1088 ویوجد في مکتبة جامعة طهران النسخة الاصلیة للشارح برقم 1812.

    [5] طبع علی الحجر في طهران فی 1321ـ الذریعة 15: 354ـ ذکر في فهرس مشار (640) طبعة اخری في طهران سنة 1266.

    [6] الذریعة 15: 350ـ طبع علي الجر في التبریز في 1274 ـ ذکر في فهرس مشار (639) طبعة اخري فی ایران 1297.

    [7] فهرس مشار 715 ـ الذریعة 17: 188.

     

     

     

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ يكشنبه 26 آبان 1387 ساعت 11:12 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    اجازات آقابزرگ تهرانی (1)

    علامه شیخ آقابزرگ تهرانی

    به مناسبت یکصدمین سال شروع تدوین الذریعة تألیف شیخ آقابزرگ تهرانی، چندی پیش مجلس بزرگداشتی به همت انجمن مفاخر فرهنگی در محل انجمن مزبور برگزار شد. در این مجلس عده ای سخنرانی کردند که متن بعضی از این سخنرانی ها به علاوهٔ چند مقالهٔ دیگر در یادنامه ای از سوی انجمن آثار و مفاخر منتشر شد.
    شایان ذکر است که به همین مناسبت یادنامهٔ دیگری در تهران، و یادنامهٔ دیگری در قم و هر دو به همت دوست دانشمند ما حضرت آقای طالعی در دست تهیه و انتشار است.
    متأسفانه بازتاب این مناسبت و مجلس مذکور در رسانه ها و روزنامه ها و مجلات بسیار ضعیف و کمرنگ بود؛ به طوری که در یکی از هفته نامه های وابسته به حوزهٔ علمیهٔ قم، تنها به چند سطر کوتاه، اکتفا شده بود.
    از تألیفات و آثار علمی مهم آقابزرگ تهرانی که دو عنوان آن «طبقات أعلام الشیعة» و «الذریعة إلی تصانیف الشیعة» است بگذریم، یکی از مشخصه های بارز ایشان، اهمیت به اجازه بود؛ به طوری که به نظر یکی از مطلعان، آقابزرگ بیش از دو هزار اجازه روایی به دیگران داده است.
    صاحب این قلم تا کنون به حدود یکصد اجازه دست یافته که به سفارش بعضی از دوستان متن این اجازات را کم کم در سایت کاتبان به نمایش می گذارد و در ذیل هر یک از اجازات شرح حال مختصری از اجازه گیرندگان را می آورد. در ارائه اجازات هیچ ترتیبی لحاظ نمی شود و به هر اجازه ای دست پیدا کنیم می آوریم.

    ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ چهارشنبه 22 آبان 1387 ساعت 1:41 بعدازظهر (نظر بدهید)

    Kashkool - Notes and articles by Mohsen Sadeqi. Powered by Kateban.com