۱. چاپ ناقص و مغلوط أنوار الملکوت في شرح الیاقوت
تنها چاپ این کتاب به کوشش آقای محمد نجمی زنجانی در سال ۱۳۳۸ در تهران و افست آن در ۱۳۶۳ در قم صورت گرفته است. متأسفانه این چاپ دارای نقایصی است که در این جا به بعضی از آنها اشاره می­‌شود. شایان ذکر است که مطالب این نکته به قلم حضرت آقای یعقوب جعفری است که در مجلّۀ کلام اسلامی (س ۲، ش ۲، ص ۲۰-۲۳) در مقالۀ گزارشی از کتب کلامی علامه حلّی درج شده است.
علاوه بر چاپ مغلوط و غیر غیر روشمند این کتاب، حدود یک صفحه از کتاب در این چاپ حذف شده که در این نکته استدراک شده است:

أنوار الملکوت في شرح الیاقوت در میان کتب کلامی علّامه از معروفیت بیشتری بر خوردار و نسخه‌های خطی فراوان و با ارزشی از آن در دست است که شاید قدیمی­‌ترین آنها نسخۀ کتابخانۀ ملک است که در سال ۷۰۹ یعنی در زمان حیات علّامه نوشته شده­ است. همچنین نسخه­‌ای از این کتاب در کتابخانه شیخ محمد آخوندی در تهران بوده که در سال ۷۲۳ یعنی سه سال جلوتر از وفات علامه تحریر شده و نسخۀ دیگری در کتابخانۀ سید فخرالدین نصیری در تهران که تاریخ کتابت آن ۷۳۵ است. همچنین نسخه ‌های بسیار دیگری در کتابخانه‌های آستان قدس رضوی، دانشگاه، ملک و... موجود است که نیازی به معرفی آنها نیست.

متأسفانه تنها نسخۀ چاپی کتاب که به تحقیق آقای نجمی منتشر شده، دارای عیب و نقص ‌هایی است که به بعضی از آنها اشاره می­‌کنیم:
۱. کتاب پر از غلط­های چاپی است به طوری که کمتر صفحه‌ای است که غلط نداشته باشد.
۲. نقطه‌گذاری و علامت‌گذاری جدید که در کتاب به عمل آمده، بسیار نامربوط است و مثلاً در بسیاری از موارد میان مضاف و مضاف إلیه علامت ویرگول گذاشته شده که خواننده را گمراه می­‌کند.
۳. از نسخه­‌های قدیمی کتاب استفاده نشده و مصحح به نسخه­‌هایی که بعد از سال هزار نوشته شده و یا نسخه‌های بدون تاریخ استناد کرده است و از نسخه‌های قدیمی تنها نسخۀ کتابخانۀ نصیری را دیده و آن هم در هنگام چاپ کتاب به دستش رسیده­ است.
۴. از همه مهمتر اینکه فصل آخر کتاب را که مربوط به احکام مخالفین است، حذف کرده! بی آنکه اشاره­‌ای به آن داشته باشد و حتی در پایان، انهاء مؤلف کتاب را هم آورده به این صورت: «وهذا آخر ما کتبنا والحمد لله...»، که خواننده هیچگونه احتمال سقط و نقص را نمی­‌دهد و این در حالی است که فصل حذف شده در تمام نسخه‌های کتاب حتی نسخه­‌های مورد اعتماد او موجود است.
اکنون ما آن فصل را عیناً در اینجا می‌آوریم تا کسانی که نسخۀ چاپی کتاب را دارند آن را به نسخۀ خود اضافه کنند. یادآوری می­‌کنیم که مطالب حذف شده را از روی نسخه­‌ای که در تاریخ ۷۵۴ تحریر شده و متعلق به کتابخانۀ آستان قدس رضوی است، نقل می­‌کنیم:

المسألة الثانیة عشر في حُکم المخالفین. قال: القولُ في حال المخالفین دافعوا النص کفرةٌ عند جمهور أصحابنا و مِن شُیوخنا مَن تُفسّقهم فقط، ثمّ اختلفوا فقیل بتَخلیدهم وقیل بعدم التخلید. أمّا النقل إلی الجنّة فهو قولُ بعضِ شُذوذنا أولا إلیها وهو قریبٌ ومحاربوه کفرة للنص المتّفق علیه في قوله حربك حربي وأحکام الکفار مختلفة کالیهوديّ المحارب مع الیهوديّ الذمّي ومخالفونا في مسائل التوحید وفي مسائل العدل وفي مسائل الوعد والوعید وفي مسائل الامانة فسقة مبتدعون و مخالفونا في بعض فروعها مخطئون لایوجب فسقاً ولا براة والله أعلم.

أقول: لما فرغ من إثبات الإمامة شرع في حکم المخالفین، أما دافعوا النصّ فقد ذهب أکثر أصحابنا إلی تکفیرهم، لأنّ النص معلومٌ بالتواتر من دین محمدٍ ـ صلی الله علیه وآله ـ فیکون ضروریاً، فجاحدُه کافرٌ، ومِن أصحابنا مَن یَحکم بفِسقِهم خاصّةً، ثمّ اختلف أصحابُنا في أحکامهم في الآخرة، فالأکثر قالوا بتخلیدهم، لأنّ الثواب یُستحقّ بالإیمان وهو لایتحقّق بدون الإمامة، ومنهم من قال بعدم الخلود، وذلك إمّا بأن یُنقلوا إلی الجنّة وهو قولٌ شاذ، أولا إلیها واستحسنه المصنفُ لعدم کفرهم عنده وعدم استحقاق الثواب لفقد المقتضي و هو الإیمان.
وأمّا محاربوا أمیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ فقد اتّفق أصحابُنا علی تکفیرهم لقوله ـ علیه السلام ـ «حربك یا علي حربي».
وأما الکفّار فأحکامهم مختلفةٌ، فإنّ الیهوديّ المحاربَ یَجبُ قتلُه أو طلبُ الإسلام منه أو بذلُ الجزیة، والیهوديّ الذمّي لا یُقتل ولا یُطلب منه الإسلام، وأما المخالفُ في مسائل التوحید کمسألة الرؤیة مثلاً وکونه سمیعاً بصیراً بمعانٍ مغایرةٍ للعلم وإثبات المعاني وما أشبه ذلك وفي مسائل العدل کالمجبّرة وفي مسائل الوعد و الوعید کالقائلین بتخلید العاصي وفي مسائل الإمامة، فُسّاق أهل بدعة.
وأمّا المخالفین في الفروع کالمسائل الشرعیة، فانّهم خاطئون غیرُ فَسقة بالإجماع.
فهذا آخر ما کتبناه والحمدللّه ربّ العالمین.

۲. اجازه‌­ای دیگر از علامه حلّی
در کتابخانۀ مرحوم آیت الله سید حسین خادمی نسخه‌ای از نهایۀ شیخ طوسی وجود دارد که حسین بن اردشیر بن محمد اندرا اوذي – از شاگردان علامه حلّی- آن را نزد علّامه حلی خوانده ­است. علّامه حلّی نیز در پایان جزء اول و دوم این کتاب انهاء و اجازه­‌ای برای او نوشته ­است.

چند نکته:
۱. حضرت آقای سید جعفر اشکوری در دفتر نهم میراث حدیث شیعه چندین اجازه از علّامه حلّی را چاپ کرده است، اما این اجازه جزو آنها نیست.

۲. فهرست نسخه‌های خطی مرحوم آیت الله خادمی (قدس سره) با عنوان فهرست مخطوطات آیة الله الخادمي الإصفهاني، به قلم فرزند ایشان حجة الاسلام سید محمدعلی خادمی و تکمیل حضرت آقای ابوالفضل حافظیان و دیگر محققان مؤسسه کتابشناسی شیعه در سال ۱۳۹۲ منتشر شده و این نسخه به شماره ۳۰۴ در این کتاب معرفی شده­ است.

۳. پیش از چاپ این فهرست، در ۶۵ سال پیش مرحوم علامه سید محمد علی روضاتی این نسخه را دیده و این اجازه را برای خود استنساخ کرده ­است و ما این اجازه و توضیحات دیگر را از قلم ایشان نقل می­‌کنیم. (رک: تکملة طبقات أعلام الشیعة، ص ۱۴۷-۱۴۸).

۴. سن علامه حلی در هنگام نوشتن این اجازه ۳۳ بوده ­است، چرا که ایشان در ۲۹ رمضان ۶۴۸ به دنیا آمده و تاریخ اجازه جمادی الأخرۀ سال ۷۸۱ است.

۵. علامه روضاتی در توضیح «اندرا اوز» که لابد زادگاه مجاز بوده - نوشته‌اند:
إوَز دهی از دهستان اوزرود بخش نور شهرستان آمل، کوهستانی و سردسیری است (لغتنامه از فرهنگ جغفرافیایی ایران).
«اندرا» نیز با معانی مختلف و ترکیبات عدیده در لغتنامه هست، اما اندرا اوز را ندارد.
(تکملة طبقات أعلام الشیعة، ص ۱۴۸)

به نظر می رسد در مورد زادگاه مجاز باید تحقیق بیشتری شود .

۶. در أعلام الشیعة (ص ۴۶) حسین بن اردشیر به سیادت توصیف شده­ است، امّا به نقل علامّه روضاتی: نه علامه حلی در اجازه‌اش او را «سیّد» دانسته و نه در آخرِ نسخۀ نهایۀ مزبور خودش را به بنی هاشم نسبت نداده­ است.

۷. در طبقات قرن هفتم ضمن ترجمۀ مجاز، نسبت ایشان «آبدار آبادی» ثبت شده که مسلّماً اشتباه است.
همچنین آقا بزرگ از اجازه­‌ای به نهج البلاغة‌ای که به خط مجاز بوده، یاد می­‌‌کند که در ۶۶۷ در حلّه در مقام صاحب الزمان به او داده ­شده ­است. این نسخه نهج البلاغة نزد صاحب ریاض العلماء بوده و اخیراً به دست شیخ محمد سماوی رسیده و اینک در کتابخانه آیة الله حکیم قرار دارد.
به آخر هر یک از اجزاء کتاب نهایه شیخ طوسی علامه حلی هم انهاء و هم اجازه نوشته است:
«قرأ عليّ الشیخ الأجلّ... العالم الفقیه الفاضل الکامل المحقّق المدقّق نجمُ الملّه والدین عزّ الإسلام والمسلمین أبو عبدالله الحسین بن أردشیر بن محمّد بن الحسن الاندرا اوذي أحسن الله توفیقه و تسدیدَه وأجزل من کلّ عار وحظّ ومزیده الجزءَ الثاني من کتاب النهایة تصنیف الشیخ الإمام العلّامه إمامِ المتقدّمین السعید أبي جعفر محمّد بن الحسن بن عليّ الطوسيّ قدّس الله روحه ونوّر ضریحه قراءةً مرضیّة (ظ) مهذّبةً قراءةَ معرفةٍ وإیقانٍ وتحریرٍ وإتقان، وسأل في أثناء قراءة تضاعیف مباحثه ما أشکل من فقه الکتاب، فبیّنتُ له ذلك فأخذَه فاهماً ضابطاً، وأجزتُ له روایةَ هذا الکتاب عنّي عن والدي قدّس الله روحه عن شیخه مهذّبِ الدین الحسین ابن رده عن الشیخ الحسین بن علي بن محمّد بن علي بن عبد الصمد عن جدّیه عن أبیهما علي و عن المفید أبي علي الحسن بن محمّد الطوسي جمیعاً عن المصنّف قدّس الله روحَه، فلیروِ ذلك لمن شاءَ وأحبّ وهو أهلٌ لذلك. وکتب حسن بن یوسف بن مطهّر في جمادی الآخرة من سنة إحدی وثمانین وستّمائة، وصلّی الله علی سیّدنا محمّد النبيّ وآله الطاهرین».

 زیرنویس:
دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۳:۳۲