| Kashkool - Notes and articles by Mohsen Sadeqi | |||
|
|||
|
در سندی که کلیشه آن را ذیلا مشاهده می کنید، علم الهدی فرزند فیض کاشانی در سال 1080 به مسجد جمکران مشرف شده و می نویسد: «حقیر فقیر شنیدم از والد مکرم – روحی فداه – که مولانا شیخ محمد بهاء الدین عاملی – عطر الله مرقده – و مولانا حضرت علّامی آخوند ملا محمدتقی مجلسی – عطر الله مضجعه – به این مکان مقدس مشرف می شدند». این سند که به خط محمد بن محسن مشهور به علم الهدی فرزند فیض کاشی است، اصل آن در ضمن جنگی در کتابخانه ملی قرار دارد. شایان ذکر است که یکی از موثقین خط شناس هم صحت این انتساب را تأیید کرده است.
ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ يكشنبه 20 مرداد 1387 ساعت 12:29 بعدازظهر (نظر بدهید)
یادی از دوستان
امروز باخبر شدم که جناب شیخ محمود طلوعی گوگانی، دوست و همکار قدیمی مان به رحمت خدا رفته است. خدایش بیامرزد. با جناب طلوعی در مجله «نور علم» همکار بودیم. ایشان در آنجا مقالات آیة الله منتظری را ترجمه می کرد، مقالات آقای جعفریان را بازنویسی می کرد و کارهایی دیگر از این دست. چند جلد کتاب هم چاپ کرده بود و نوشته هایی داشت در فضایل و مناقب اهل بیت علیهم السلام که چاپ نشده بود. روحش با حضرات معصومین علیهم السلام محشور باد. شاید مهم ترین کار جناب طلوعی تصحیح کتاب مهم «غایة المرام و حجّة الخصام» تألیف علامه سید هاشم بحرانی بود. کار تصحیح این کتاب با حمایت مالی مرحوم آیة الله سید رضا صدر در حدود بیست سال پیش شروع شد و پس از وفات آن مرحوم، بعد از چند سال وقفه به همت داماد ایشان حجة الاسلام و المسلمین سید باقر خسروشاهی و پیگیری های این بنده تاکنون چهار جلد آن چاپ شده است، جلد پنجم تقریبا آماده چاپ و جلد ششم در دست حروفچینی است. البته در تصحیح کتاب غایة المرام، با جناب طلوعی چند تن از دوستان فاضلش همکاری می کردند. سعیهم مشکور. 27/4/1387
ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ پنجشنبه 3 مرداد 1387 ساعت 6:18 بعدازظهر (نظر بدهید)
حاجی بابا قزوینی از شاگردان خاصّ شیخ بهایی است که در کتب تراجم کمترین اطلاعی از او درج شده است. این حاجی بابا کتاب معروفی به نام مشکول ـ به تقلید از کشکول شیخ بهایی ـ دارد که ترجمه فارسی آن به دست ما رسیده است. در اینجا با گزارش یک مجموعه مخطوط اطلاعاتی از میرزا بابا قزوینی ارائه می دهیم. تصویر مجموعه 14232 کتابخانه مجلس شورای اسلامی به تازگی به دستمان رسیده است در این مجموعه چند رساله از شیخ بهایی و یک رساله از شیخ عبدالعالی فرزند محقق کرکی وجود دارد. رساله اول رساله اثنا عشریه صلاتیه از شیخ بهایی است به خط بنیاد [؟] الحسینی، تحریر 1012 ق که حاجی بابا قزوینی آن را در 1014 بر مؤلف ـ یعنی شیخ بهائی ـ خوانده است و شیخ بهائی در آخر رساله به خط خودش به همین حاجی بابا قزوینی در قریه آب کرم ـ بین دیلمان و قزوین ـ اجازه داده است. [تصویر شماره یک]
تصویر شماره یک
رساله دوم بخشی از «حبل المتین شیخ بهائی» است در مسئله ارث. رساله سوم هم «اثنا عشریه صومیه» است به خط همین قزوینی با اجازه ای به خط شیخ بهایی. [تصویر شماره دو]
تصویر شماره دو
رساله چهارم «اثنا عشریه حجیّه» است به خط قزوینی مزبور در 1020 قمری با اجازه ای به خط شیخ بهایی در اصفهان . [تصویر شماره سه]
تصویر شماره سه
در ابتدای رساله پنجم که «حاشیه بر جامع المقاصد» یا متن قواعد الاحکام علامه است و از آثار فرزند محقق کرکی، تاریخ تولد محشّی (19 ذی القعده 926) از روی دستخط محقق کرکی به قلم حاجی بابا قزوینی و همچنین تاریخ وفات محقق کرکی (= مقتدای شیعه) و تاریخ وفات فرزند او (= ابن مقتدای شیعه 993) آمده است. [تصویر شماره چهار] تصویر شماره چهار چند نکته: 1ـ مرحوم آقا بزرگ طهرانی هم همین دستخط محقق کرکی را نقل کرده، اما به جای تاسع عشر، تاسع آورده (احیاء الداثر، ص 122)، یعنی تاریخ تولد فرزند محقق کرکی در آنجا نهم ذیقعده ثبت شده است. 2ـ در کتاب حیاة المحقق الکرکی و آثاره (ج1، ص106ـ107) ده عنوان از آثار عبد العالی ثبت شده که در میان آنها حاشیه جامع المقاصد یا قواعد الاحکام وجود ندارد. 3ـ مرحوم طهرانی هم تنها از حاشیه جامع المقاصد شیخ لطف الله میسی نام برده (ذریعه، ج6، ص56) و از این حاشیه گزارشی نداده است. همچنین در حواشی قواعد از حاشیه عبد العالی سخنی نگفته است. 4ـ صاحب اعیان الشیعه نیز در شرح حال عبدالعالی (ج12، ص23ـ24) از شرح قواعد یا جامع المقاصد ایشان یادی نکرده است. از جناب آقای علی اکبر زمانی نژاد که در شناسایی نسخه کمکم کردند تشکر میکنم. 30/4/1387
ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ پنجشنبه 3 مرداد 1387 ساعت 5:58 بعدازظهر (نظر بدهید)
مرحوم حاج شیخ عباس قمی معروف به محدث قمی در سال 1359 قمری رحلت کرد و حدود صد تألیف از خود به جا گذاشت. ملّا، منبری، مؤلف و مخلص بود. شایسته می بود در هفتادمین سال رحلت این عالم بزرگ و پرکار، از او تجلیل می شد و آثار چاپ نشده اش چاپ می شد. اما حال که این کار نشده، مناسب است در 23 ذی الحجه امسال مصادف با دوم دی ماه 1387 در هفتادمین سال درگذشت ایشان، مجلس بزرگداشتی برای ایشان برگزار و از خدمات و آثارش یادی بشود. مرحود آقای دوانی مفصل ترین و بهترین کتاب را در شرح احوال و آثار محدث قمی در دو جلد (مجلد یازدهم مفاخر اسلام) منتشر کرد. اما هنوز ناگفته ها در این مورد بسیار است. اخیرا به لطف دوست کتابشناس و فاضل، جناب آقای شیخ اسماعیل بحرینی به شرح حال خود نوشتی از حاج شیخ عباس قمی برخوردم که آن را در این جا می آورم. این شرح حال در جُنگ خطی مرحوم سید محمد کاظم جزایری دیده شد. شرح حال به خط همین جزائری و ظاهرا به درخواست هم ایشان در سال 1346 قمری یعنی سیزده سال پیش از وفات محدث قمی در مشهد نوشته شده است. شایان ذکر است که تاکنون این شرح حال چاپ نشده و نخستین بار است که منتشر می شود. ضمنا در همین جُنگ اجازه روایی هم از محدث قمی به حاج شیخ علی قمی به خط مرحوم سید محمد کاظم جزائری آمده که تاکنون ندیده بودیم و مرحوم آقای دوانی هم در مفاخر اسلام از آن سخنی نگفته است. محدث قمی در ربیع الاول 1322 قمری به حاج شیخ علی قمی اجازه داده است.
سالشمار زندگی حاج شیخ عباس قمی بر اساس این زندگی نامه خود نوشت:
دهه آخر سده سوم از هزاره دوم هجرت: تولد در قم تاسال 1316 ق: تحصیل در قم 1316 ق: هجرت به نجف و ملازمت محدث نوری تا 1318 ق: ملازمت و تلمذ نزد محدث نوری و استنساخ خاتمه مستدرک 1318 ق: نخستین سفر حج 1319 ق: سفر به قم و سپس به نجف اشرف و ملازمت محدث نوری 1320 ق: گرفتن اجازه روایت از محدث نوری 1320 ق: رحلت محدث نوری 1322ـ 1329 ق : مهاجرت به قم 1329 ق: دومین سفر حج 1330ـ 1332 ق: بازگشت به قم و دو سال اقامت در آنجا 1341 ق: سومین سفر حج (با استفاده از کتاب آقای دوانی) 1332ـ 1346 ق: مهاجرت به مشهد الرضا (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله ربّ العالمین. و سلام علی عباده الذین اصطفی.
یقول العبد الآثم عبّاس بن محمد رضا بن أبی القاسم عفی الله عنهم : سألت ـ أیّدک الله تعالی ـ أن أکتب لک أحوالی و ترجمتی؛ فها أنا مثبت لک ما سألت إن شاء الله. فأقول ملخّصا: ولدت فی حرم أهل البیت علیهم السلام قم المحمیة فی العشر الآخر من المائة الثالثة بعد الألف و اشتغلت بتحصیل العلم فی البلدة المذکورة إلی سنة 1316، ثم هاجرت إلی النجف الأشرف، فمنّ الله تعالی علیّ بملازمة شیخنا الأجل الأعظم و عمادنا الأرفع الأقوم، صفوة المتقدّمین و المتأخّرین، خاتم الفقهاء و المحدّثین، سحاب الفضل الهاطل و بحر العلم الذی لا یساحل، مستخرج کنوز الأخبار و محیی ما اندرس من الآثار، ذوالفیض القدسی، ثقة الإسلام النوری الطبرسی ـ أنار الله تعالی برهانه و أسکنه بحبوحة جنانه ـ و کنت استنسخ له خاتمة مستدرکه علی الوسائل لیبعثه إلی الإیران للطبع. فبقیت معه ـ رحمه الله ـ الی سنة 1318 فرزقنی الله تعالی حجّ بیته الحرام و زیارة قبر رسوله سید الأنام – علیه و علی آله آلاف التحیة و السلام. و لمّا فضیت حجی و فرغت من الزیارة رجعت من طریق الفارس إلی بلدة قم لزیارة سیدتنا فاطمة بنت موسی بن جعفر ـ علیهم الاسلام ـ التی وعدت الجنّة بزیارتها و لتجدید عهدی بالوالدین و بقیت فیها أیاما قلیلة، ثم سافرت إلی مشهد مولای أمیر المؤمنین و لزمت خدمة شیخی العلّامة النوری ـ نوّر الله مرقده ـ و ساعدته فی مقابلة المستدرک و کشف الأستار و استنساخ کتاب اللؤلؤ و المرجان و تصنیف تحیة الزائر و غیر ذلک. و کنت أستفید من جنابه فی البین إلی أن نعب بیننا غراب البین فطوی الدهر ما نشر و الدهر لیس بمأمون علی بشر. فتوفی ـ رحمه الله ـ فی سنة 1320 ـ عشرین و ثلاثمائة بعد الألف ـ حشره الله تعالی مع الأئمة الاثنی عشر علیهم السلام. وفی خلال استفادتی منه ـ رحمه الله ـ استجزت من أن یجیزنی بروایة مؤلّفات الأصحاب ـ رضی الله عنهم ـ فمنّ علیّ فی أواخر ایّام حیاته بإنجاح مسألتی فأجازنی أن أروی عنه مؤلّفات أصحابنا ـ رضوان الله علیهم أجمعین ـ قدیما و حدیثا فی التفسیر و الحدیث و الفقه و الأصولین و غیرها ممّا ساغ له إجازته و صحّ له روایته بطرقه المعهودة عن مشایخه العظام المشروحة فی خاتمة مستدرکه. ثم إنی بقیت بعدها ـ رحمه الله ـ سنتین فی النجف الأشرف، ثم هاجرت إلی العجم بدار الأیمان قم و کنت بها الی سنة 1329 فتشرّفت بالحجّ، ثم رجعت إلی قم أیضا و بقیت فیها إلی سنتین تقریبا، ثم هاجرت إلی مشهد مولانا الإمام المعصوم أبی الحسن الرضا ـ علیه السلام ـ و بقیت فیه إلی هذه السنة و هی سنة ـ1346ـ ستّ و أربعین بعد ثلاثمائة و ألف. و فی خلال ذلک تکرّر منّی التشرّف بزیارة أئمة العراق ـ علیهم السلام ـ و رزقت مرّة ثالثة زیارة بیت الله الحرام. و قد ناهضت من العمر فوق الخمسین و مضی کثیر من عمری فی الأسفار و الانقطاع عن الکتب و الأسفار و مع ذلک برز منّی کتب کثیرة منها 1. کتاب سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار 2. نفس المهموم فی مقتول الحسین المظلوم 3. نفثة المصدور 4. الانوار البهیة فی تواریخ الحجج الإلهیة 5. هدیة الزائرین 6. مفاتیح الجنان 7. الباقیات الصالحات فی الادعیة و الصلوات المستحبّات 8. منتهی الآمال فی مصائب النبی و الآل 9. تتمّة المنتهی فی وقایع أیّام الخلفاء 10. غایة المنی فی المعروفین بالألقاب و الکنی 11. هدیة الاُحباب 12. الفوائد الرضویة فی أحوال العلماء الإمامیة 13. دستور العمل 14. اللئالی المنثورة 14. فیض العلّام فی وقایع الأیّام 15. فیض القدیر فیما یتعلّق بحدیث الغدیر 16. تحفة الأحباب 17. فهرست الوسائل 18. نقد الوسائل 19. شرح الوجیزة 20. مقالید الفلاح 21. الحکمة البالغة 22.کحل البصر فی سیرة سیّد البشر 23. بیت الأخزان فی مصائب سیدة النسوان 24. وغایة المرام فی مختصر دار الاسلام 25. الدرّ النظیم فی لغات قرآن العظیم 26. الفصول العلیة 27. کتاب السنن و الآداب 28. التحفة الطوسیة 30. النفحة القدسیة 31. الفوائد الرجبیة 32. المقامات العلیه 33. قرّة الباصرة الی غیر ذلک. والحمد لله و صلواته علی محمد و عترته الطاهرة و نختم الکلام بالتمثل هذه الأبیات:
از روش این فلک سبز فام / عمر فزون گشته ز پنجاه عام * * * ای که بر عفو عظیمت گناه / در جلو سیل بهار است گاه کتبه بیمناه الوازرة عباس بن محمد رضا القمّی عفی عنه سنة 1346. حرّره المذنب المنزوی محمد کاظم الموسوی الجزائری عفی عنه.
ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ پنجشنبه 27 تير 1387 ساعت 12:45 بعدازظهر (نظر بدهید)
باسمه تعالی در آستانه ی چهارصدمین سال وفات علامه ذو فنون، فقیه، اصولی، هیوی، ریاضی، محدث و مهندس، مرحوم شیخ بهاء الدین محمد عاملی (متوفای 1030 قمری) قرار داریم. به همین مناسبت مرکز احیای آثار وابسته به پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در نظر دارد کلیه ی تألیفات ایشان را در قالب «موسوعه ی آثار» تصحیح و چاپ کند. ذیلاً طرح ابتدایی این مجموعه به دوستان صاحب نظر عرضه می شود تا از ملاحظات و نظریات آنان بهره مند شویم.
طرح مجلدات موسوعة الشیخ بهاء الدین العاملی (قدس سره) · جلد اول: المدخل · جلد دوم: تفسیر القرآن · جلد سوم: الأربعون حدیثاً · جلد چهارم: مفتاح الفلاح · جلد پنجم: الحدیقة الهلالیة · جلد ششم: علوم الحدیث · جلد هفتم: مشرق الشمسین · جلد هشتم: الحبل المتین (1) · جلد نهم: الحبل المتین (2) · جلد دهم: الإثنا عشریات الخمس · جلد یازدهم: جامع عباسی · جلد دوازدهم: الرسائل الفقهیه (1) · جلد سیزدهم: الرسائل الفقهیه (2) · جلد چهاردهم: اصول الفقه · جلد پانزدهم: النحو و البلاغة · جلد شانزدهم: دیوان شعر (عربی) · جلد هفدهم: دیوان شعر (فارسی) · جلد هجدهم: الریاضیات و النجوم · جلد نوزدهم: الکشکول (1) · جلد بیستم: الکشکول (2) · جلد بیست و یکم: الکشکول (3) · جلد بیست و دوم: الإجازات و ... (1) · جلد بیست و سوم: الإجازات و ... (2) · جلد بیست و چهارم: الفهارس العامة (1) · جلد بیست و پنجم: الفهارس العامة (2) توضیحات: 1- مجموعه آثار بر اساس کتاب ها و رسال های موجود شیخ بهائی طراحی شده، وگرنه تألیفات ایشان بیش از اینهاست. 2- ممکن است دو جلد دیگر شامل رساله های علوم غریبه و کلام و معارف به این مجموعه افزوده شود. 3- افزون بر مجلدات موسوعه، پنج جلد شناختنامه شیخ بهایی شامل دو جلد به زبان فارسی، دو جلد عربی و یک جلد به زبان انگلیسی منتشر می شود. 4- حدود یک سوم آثار شیخ بهایی برای نخستین بار تصحیح می شود و تا کنون یا مخطوط مانده و یا تنها چاپ سنگی شده بود. 5- پس از تحقیق و انتشار موسوعه شیخ بهایی، موسوعه آثار والد و جد شیخ بهایی در ده مجلد منتشر می شود. 6- عنوان های مجلدات تک کتابی موسوعه بر اساس نام آنها است و مجلدات چند رساله ای بر اساس موضوعات طراحی شده که ذیلا نام رساله های این مجموعه ها آمده است. جلد اول: تفسیر القرآن شامل: 1. عین الحیاة 2. العروة الوثقی 3. دو حاشیه بر تفسیر بیضاوی 4. اجوبه مسائل تفسیری 5. تفسیر سوره حمد 6. حلّ کلام البیضاوی فی سورة الملک جلد دوم علوم الحدیث شامل: 1. الوجیزة فی علم الدرایة 2. مشجَر الرجال الثقات 3. توضیح المقاصد 4. رسالة فی محمد بن اسماعیل 5. فوائد رجالی دیگر جلد دوازدهم و سیزدهم شامل: 1و2. رساله کرّ (دو رساله) 3. جهة القبلة 4. سجود التلاوة 5. حواشی الفوائد و القواعد شهید اول 6. اجوبه مسائل شیخ صالح جزائری 7. اجوبه مسائل شاه عباس 8. ذبیحه کتابی 9. حریریه 10. حواشی الفرائض النصیریة 11. رساله در استحباب قرائت سوره در نماز 12. جواب سؤال حاکم جیلان 13. رسالة فی التخییر بین الاتمام و القصر... 14. رسالة فی منع الزوجة نفسها قبل الدخول عن الزوج... 15و16. حل عبارة قواعد الأحکام (دو رساله) 17.حاشیۀ اثناعشریۀ صاحب معالم 18. المسائل الفقهیة 19. اجوبة مسائل اللاهجی 20. حاشیة الارشاد. جلد چهاردهم: اصول الفقه شامل: 1. زبدة الأصول و حواشی مؤلف بر آن 2. حاشیة الشرح العضدی علی المختصر الحاجبی.
جلد پانزدهم: النحو و البلاغة شامل: 1. الفوائد الصمدیة 2. حاشیة علی الشرح الخطائی علی مختصر التفتازانی 3. تهذیب البیان جلد شانزادهم: دیوان شعر (عربی) شامل: 1. اشعار عربی شیخ که در کشکول و غیر آن نقل شده است. جلد هفدهم: دیوان شعر (فارسی) شامل: 1. مثنوی نان و حلوا 2. مثنوی شیر و شکر 3. اشعار فارسی دیگر جلد هجدهم: الریاضیات و النجوم شامل: 1. خلاصة الحساب و حاشیه آن 2. صفیحه در اسطرلاب 3. حاشیه چغمینی 4. تشریح الافلاک جلد بیست و دوم و بیست و سوم: الإجازات و ... شامل: 1. اجازات 2. نامه ها 3. تملک ها 4. بلاغات 5. انهاهات 6. لغزها و فوائد متفرقه. محسن صادقی 3/4/1387
ارسال شده توسط محسن صادقی در تاريخ سه شنبه 25 تير 1387 ساعت 9:26 قبلازظهر (نظر بدهید)
رساله «کرّ» از شیخ بهایی نیست! شیخ بهاءالدین عاملی معروف به شیخ بهایی دو رساله یکی به زبان فارسی و دیگری به زبان عربی در موضوع «کرّ» دارد. عنوان رساله فارسی «تحفه» است که به نام سلطان محمد خدابنده تآلیف شده و چند نسخه خطی از آن وجود دارد و هنوز چاپ نشده است (ذریعه، ج3، ص402). اما رساله عربی ایشان به ضمیمه کتاب «حبل المتین» و «مشرق الشمسین» (ص374 تا 381) چاپ سنگی شده و انتشارات بصیرتی از روی همان چاپ در 1390 قمری آن را افست کرده است. همچنین این رساله در ش 29 مجله فقه اهل البیت تصحیح و چاپ شده است. شایان ذکر است که رساله «کرّ» دیگری هم در مجموعه پیشگفته (ص 382 تا 386) چاپ شده و در آغاز رساله نوشته شده «للشیخ البهایی» در حالی که در فهرست کتاب، همین رساله به علامه وحید بهبهانی نسبت داده شده است. اما نسبت این رساله به شیخ بهایی درست نیست و این نکته را علامه تهرانی هم در ذریعه (ج17، ص 287) تذکر داده، می نویسد: «رسالة فی الکر للوحید البهبهانی... و قد طبع حبل المتین فی طهران 1321 و الرسالة منضمة الیها، لکنه اخطا فیه و نسبها الی البهائی». مرحوم آقای دوانی هم ضمن شمارش تألیفات علامه وحید بهبهانی می نویسد: «رساله کر و آن در تهران چاپ شده است و اشتباها به شیخ بهایی نسبت داده اند» (وحید بهبهانی، ص ؟) اما آنچه موجب نوشتن این یادداشت شده این که در نمایشگاه کتاب امسال کتابی دیدیم با عنوان «مجموعه رساله های خطی فقهی» که شامل چندین رساله فقهی از عالمان شیعه است. در این مجموعه از جمله همین رساله مورد بحث یعنی رساله «کرّ» چاپ شده و به شیخ بهایی نسبت داده شده است. راقم سطور با تعجب از این که رساله جدیدی در موضوع کرّ از شیخ بهایی پیدا شده کنجکاو شدم و پس از بررسی معلوم شد همان رساله وحید بهبهانی است که پیشتر چاپ سنگی شده بود. با دقت بیشتر در متن رساله هم یقین حاصل شد که رساله از وحید است؛ چرا که در جایی از رساله، هنگام نقل از علامه محمد تقی مجلسی چنین آمده است: «و فیهما مناقشة، أمّا الأول فلما ذکره جدّی (قدس سره) المحقق المجلسی فی شرح الفقیه» (مجموعه رساله های خطی فقهی، ص230). ناگفته پیداست که مجلسی اول جدّ شیخ بهایی نیست، بلکه جدّ مادری علامه وحید بهبهانی است. چنان که مرحوم آقای دوانی می نویسد: «مرحوم وحید از جانب مادر نیز نسبی بس بزرگ و شریف دارد. جدّ مادری وی نواده فقیه بزرگوار ملا صالح مازندرانی ـ داماد علامه مجلسی اول ـ است. و لذا در اجازات و کتب خود از مجلسی اول و ملا صالح به جد و از مجلسی دو به خال (دایی) تعبیر می کند» (وحید بهبهانی، ص 96). دو نکته: 1.مؤسسه وحید بهبهانی سالها پیش رساله های فقهی و اصولی وحید را در دو مجلد عرضه کردند و این رساله مهم را که چاپش بود در کنار رساله های فقهی چاپ کنند، وا گذاشته اند و چاپ نکرده اند. که مناسب است در باز چاپ رسائل فقهی این نقیصه جبران شود. 2.سال 1429 قمری مصادف با صدمین سال شروع تألیف ذریعه مرحوم آقا بزرگ تهرانی (قدس الله سره) است. و هنوز پس از صد سال چنان که باید به اهمیت این کتاب سترگ پرداخته نشده و حتی در حوزه های پژوهش و علمی هم جایگاه شایسته خود را نیافته است. چنان که دیدیم بر اثر بی توجهی به تذکر طهرانی در مورد رساله مورد بحث چه خبطی صورت گرفته است. لذا شایسته است در صدمین سال تألیف ذریعه، از مؤلِّف تقدیر شود و کارهایی در خور این کتاب صورت گیرد. مثلا چاپ منقّح و پاکیزه ای از ذریعه بشود و مستدرکات آن چاپ و یادنامه ای به همین مناسبت منتشر شود و ... . صاحب این قلم در سال گذشته مواد بسیاری شامل گفته ها و نوشته ها درباره طهرانی و بسیاری از اجازات ایشان را فراهم کرده و در اختیار یکی از فاضلان حوزه گذاشت تا ایشان با تنظیم و تنسیق آنها کتابی تألیف کند. امیدوارم با همت ایشان این کار به نحو شایسته ای صورت گیرد.
|