لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۴۸٫۴۱۹ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۰ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۳۰
    بازدید از این یادداشت : ۴٫۰۱۴

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    <center>
    <img src="http://www.kateban.com/kashkool/images/sokhan.png" alt="فرهنگ اعلام سخن">
    <br>
    <br>
    </center>
    چندى پيش در كتاب فروشى چشمم به «فرهنگ اعلام سخن» افتاد. از آنجا كه با ديگر مجلدات و دوره هاى «فرهنگ سخن»
    كم و بيش آشنا بودم و آوازه آنها به گوشم خورده بود، دوره سه جلدى اين كتاب را تهيه كردم. در نگاه اول صحافى زيبا و حروف چينى و صفحه آرايى و كيفيت و كميت تصاوير كتاب مرا شيفته خود ساخت. از آنجا كه نگارنده به شرح حال عالمان شيعى علاقه مند است، در اين مدخل ها بيشتر دقت كرد، اما بر خلاف انتظار، آشفتگى، تكرار، خلط و اغلاط چاپى در اين مدخل ها، نگارنده را بر آن داشت كه يادداشتى بنويسد و مواردى را كه با نگاه اجمالى با آنها برخورده است گوشزد كند. اميدوارم مؤلفان محترم كتاب از بنده نرنجند و مواردى را كه وارد مى دانند در چاپ ديگر اصلاح كنند. موارد زير عمدةً مربوط به عالمان شيعى و بعضاً ديگران است.<br>
    اشكالات كتاب را مى توان در چند بخش خلاصه كرد:<br>
    1. تكرار مدخل ها 2. خلط دو مدخل 3. اغلاط چاپى 4. جا افتادن مدخل ها 5. چاق و لاغر بودن مدخل ها. براى مورد پنجم دو سه مثال مى زنم و مصداق هاى موارد چهار گانه را به ترتيب صفحات كتاب در متن مقاله مى آورم.<br>
    در مورد غثّ و ثمين بودن مدخل ها، مناسب است هر شخصيت به اندازه آثار و قدر و منزلتش به آن پرداخته شود. اما در بعضى موارد اين امر رعايت نشده; مثلاً مدخل شخصیت سترگی چون شيخ محمد حسن صاحب جواهر الكلام در ص1927 تنها چهار سطر است و امام موسى كاظم (عليه السلام)، امام هفتم شيعيان هفت سطر، اما در ذيل مدخل برخی خوانندگان، با اهمیتی بسیار کمتر احياناً چند ستون مطلب آمده است؟!(1)<br>
    ص31: نام كتاب آقا بزرگ تهرانى «النقد اللطيف» است نه «النقد الطيب».<br>
    ص32: در شرح حال آقا جمال خوانسارى دو تأليف از او نام برده شده كه يكى قطعاً از او نيست و آن تاج التراجم است (رك: توضيحات محدث ارموى در شرح غرر و درر). شايان ذكر است كه مهم ترين اثر آقا جمال خوانسارى، شرح غرر و درر آمِدى است كه مرحوم محدث ارموى آن را تصحيح و منتشر كرده است. علاوه بر آن، تعداد ديگرى از آثار خوانسارى در كنگره اى كه سالها پيش براى بزرگداشت ايشان برگزار شد، به چاپ رسيد.<br>
    ص33: «آقا دربندى». در صفحه 700 با عنوان «دربندى، ملا آقا» تكرار شده است.<br>
    ص34: تأليف آقا ضياء عراقى «مقالات الاصول» است، نه «مقامات الاصول».<br>
    ص34: الدروس الشرعيه فى فقه الاماميه، تأليف شمس الدين ابوعبدالله محمد بن مكى جزّينى عاملى معروف به شهيد اول (م786 هـ ق) است. اما در اين جا، اين كتاب به آقا مجتهد عاملى موسوى اصفهانى نسبت داده شده است؟!<br>
    ص35: آقا نجفى قوچانى را مجتهد «شيخى» دوازده امامى دانسته اند. ممكن است با ديگرى اشتباه شده باشد، وگرنه آقا نجفى صاحب سياحت شرق و شاگرد آخوند خراسانى هيچ گاه شيخى نبوده است.<br>
    ص73: در مورد ابن ابى عقيل عمانى حذاء نوشته اند: «در ميان فقهاى اماميه به قديمين شهرت دارد». به ابن ابى عقيل و ابن جنيد با هم «قديمين» مى گويند نه به ابن ابى عقيلِ تنها.<br>
    ص75: پس از ابن الجزار، مدخل «ابن جنيد» افتاده است.<br>
    ص8: شرح حال ابن جوزى در اين صفحه آمده و در صفحه 966 با عنوان «سبط بن الجوزى» شرح حال همان ابن جوزى تكرار شده است؟!<br>
    ص84: «ابن داوود حلى». مهمترين كتابش كه «كتاب الرجال» است، و در ابتداى شرح حال هم در وصف او كلمه «رجالى» آمده، در رديف آثارش نام برده نشده است.<br>
    ص113: «ابوالقاسم زنجانى». شرح حال زنجانى در ص899 با عنوان «زنجانى، ابوالقاسم» تكرار شده است. ضمناً در اين مدخل گفته شده: زنجانى همراه محقق ثانى از عراق به ايران آمد. چطور محقق ثانى در گذشته به سال 940 ق با زنجانى متولد 1224 ق از عراق به ايران آمده باشد؟! ثانياً: محقق ثانى «= محقق كركى» از لبنان به ايران آمد نه از عراق.<br>
    ص194ـ 195: «اشكورى، قطب الدين محمد» صاحب محبوب القلوب، همان «قطب الدين لاهيجى» است كه در ص1474 تكرار شده است؟!<br>
    ص216: «امام شوشترى، محمد على». تاريخ وفات امام شوشترى 1351 قمرى دانسته شده كه حتماً اشتباه و 1351 شمسى صحيح است.<br>
    ص229: در رديف تأليفات محسن امين عاملى، «تحفة الاحباب فى آداب الطعام والشراب» صحيح است. اشكال مهم ديگر اينكه همين مدخل با عنوان «امين، محسن» در صفحه 226، يعنى سه صفحه پيش هم تكرار شده است؟!<br>
    ص379: «بهبهانى، محمد باقر». در اين مدخل محمد باقر مشهور به وحيد بهبهانى با محمد باقر بهبهانىِ ديگر خلط شده است. وگرنه وحيد بهبهانىِ صاحب شرح مفاتيح الشرائع (م 1205 ق) نمى تواند شاگرد شيخ زين العابدين مازندرانى (م 1309 ق) باشد. در همين مدخل شرح مفاتيح الكلام اشتباه و «شرح مفاتيح الشرائع» صحيح است.<br>
    ص472: «تسترى كاظمى، شيخ اسدالله». زبدة الاصول از آثار كاظمى دانسته شده است. در حالى كه زبدة الاصول از آثار شيخ بهاء الدين عاملى مشهور به شيخ بهايى است و نظم زبدة الاصول از آثار كاظمى است. ضمناً مهمترين تأليف شيخ اسدالله تسترى، مقابس الانوار است و به همين سبب به صاحب مقابس مشهور است.<br>
    مطلب ديگر در اين مدخل اين كه شرح حال همين شيخ اسدالله، در صفحه 706 با عنوان «دزفولى كاظمى، شيخ اسدالله» تكرار شده است؟!<br>
    ص492: در شرح حال ملاعبدالله بشروى تونى (م1071 ق) صاحب الوافيه در اصول، عكس فاضل تونى معاصر (متوفاى 1339 ش) كليشه شده است؟!<br>
    ص508: در مدخل «ثعلب، ابوالعباس احمد بن يحيى»، «قواعد الشعر» صحيح است نه «قواعد اشعر».<br>
    ص524: در مدخل جرجانى «شرح تهذيب الوصول الى علم الاصول» است، نه «شرح تهذيب الاصول الى علم الاصول».<br>
    ص537: «جزائرى، سيد طَيّب». ايشان زنده است و در قم زندگى مى كند در حالى كه شرح حال طورى تنظيم شده كه گويا ايشان مرده است؟! درباره شرح حال و آثار ايشان ر ك: اوراق الذهب، ص109ـ117.<br>
    ص544: شرح حال «جمال واعظ»، پدر محمد على جمال زاده، در صفحه 2242 با عنوان «واعظ اصفهانى» تكرار شده است؟!<br>
    ص550: ولادت عبدالعزيز جواهر كلام 1308 قمرى / 1269 شمسى صحيح است نه 1275 شمسى (رك: دانشنامه جهان اسلام و النجم الزاهر فى اعلام آل الجواهر).<br>
    ص550: گفته شده كه مادر على جواهر كلام دختر محمد حسن نجفى صاحب جواهر بود كه اشتباه است، بلكه مادر على جواهر كلام نوه صاحب جواهر است. (رك: خاطرات على جواهر كلام، نشر آبى)<br>
    ص551: عبدالرسول جواهرى، انيس الموحدين مولى احمد نراقى را از فارسى به عربى ترجمه كرده است (رك: دانشنامه جهان اسلام، مدخل آل جواهرى) در حالى كه نويسنده، جواهرى را مترجمِ انيس الموحدينِ كلباسى؟! از عربى به فارسى؟! مى داند.<br>
    ص594: شرح مولى حبيب اللّه كاشانى در اين صفحه با عنوان «حبيب كاشانى» آمده و در صفحه 1522 هم با عنوان «كاشانى، حبيب اللّه شريف بن ملاعلى» تكرار شده است؟!<br>
    ص597: در مدخل «حرّ عاملى، محمد بن حسن»، «هداية الامة الى احكام الائمه» صحيح است.<br>
    ص606: شرح حال «حسن لاهيجى» در اين جا آمده، در حالى كه صفحه 1775 هم با عنوان «لاهيجى، حسن بن عبدالرزاق» نيز تكرار شده است؟!<br>
    ص612: در مدخل «حسينى قزوينى، مير محمد ابراهيم»، «معارضة قصيدة الفوز والامان» صحيح است. قصيده «الفوز والامان» سروده شيخ بهايى است.<br>
    ص618: در مدخل «حلّى، جمال الدين حسن بن يوسف بن مطهر»، «تهذيب الاصول» از تأليفات علامه حلى است، نه «تذهيب الاصول».<br>
    ص634: در مدخل «خالصى، مهدى»، «حاشية على الالفية الشهيد الثانى» از تأليفات خالصى دانسته شده است. شهيد ثانى تأليفى به نام الالفيه ندارد، بلكه اين كتاب تأليف شهيد اول است؟! شهيد ثانى نيز همين الفيه را شرح كرده و «المقاصد العليه فى شرح الرسالة الالفيه» نام نهاده است.<br>
    ص635: «خان احمد گيلانى». شرح حال گيلانى در اين جا آمده و در ص 1748ـ1749 نيز با عنوان «گيلانى، خان احمد» تكرار شده است.<br>
    ص659: در مدخل «خمينى، روح الله»، «تحرير الوسيله» صحيح است نه «تحير الوسيله».<br>
    ص699: در مدخل «دحيه كلبى»، «الكلبى» صحيح است نه «الكلبى».<br>
    ص771: «رازى اصفهانى، محمد حسين». الفصول فى علم الاصول از تأليفات ايشان دانسته شده و در پايان شرح حال، «الفصول الغرويه فى الاصول الفقهيه» را يكى ديگر از آثار او دانسته اند؟! در حالى كه هر دو يك كتابند نه دو كتاب.<br>
    ص777: در مدخل «راشد، حسينعلى»، «مجلدات متعدد» صحيح است نه «مجلات متعدد».<br>
    ص807: شرح حال سيد كاظم رشتى در اين جا با عنوان «رشتى، سيد كاظم» آمده و در ص1525 با عنوان «كاظم رشتى، سيد» تكرار شده است؟!<br>
    ص810: «رشيد رضا، محمد». شرح حال همين شخص با عنوان «محمد، رشيد رضا» در ص1930 تكرار شده است؟!<br>
    ص991: «سعيد تهرانى، ميرزا مسيح». از آثار ايشان شرح مختصر النافع علامه حلى دانسته شده كه محقق حلّى صحيح است نه علامه حلّى.<br>
    ص991. «سعيد تهرانى، شيح حسن». از اقدامات او تأسيس كتابخانه مسجد چهل ستون بوده است نه «سعد چهل ستون» و استادش در نجف، «شيخ حسين حلى» بوده نه علامه حلى.<br>
    ص991: «سعيد تهرانى، ميرزا مسيح». در اين جا شرح حال ميرزا مسيح تهرانى آمده، در ص1983 هم شرح حال همين ميرزا مسيح با عنوان «مسيح تهرانى» تكرار شده؟! كه البته دومى از اولى ناقص تر است.<br>
    ص1095: «شرف الدين، عبدالحسين» جا افتاده كه مناسب است در چاپ دوم جبران شود.<br>
    ص1103: «شعرانى تهرانى، ابوالحسن». ميرزا ابوالحسن جلوه از اساتيد علامه شعرانى دانسته شده است؟! آيا شعرانى كه در سال 1320 ق به دنيا آمده مى تواند شاگرد جلوه كه در 1314ق وفات يافته، باشد؟<br>
    ص1132: شهيد ثانى را فقيه ايرانى دانسته اند كه اشتباه است. ايشان جبل عاملى و لبنانى است نه ايرانى.<br>
    ص1136: «شيخ بهايى». گفته شده شيخ بهايى در بعلبك به دنيا آمد و دانشمند و شاعر ايرانى بوده است؟! بعلبك از مناطق لبنان است و شيخ بهايى هم لبنانى است كه در نوجوانى به همراه پدر به ايران آمد.<br>
    ص1137: شرح حال شيخ لطف اللّه ميسى در اين صفحه آمده، در حالى كه در صفحه 1782 هم با عنوان «لطف اللّه عاملى» تكرار شده است؟!<br>
    ص1160: مدخل «صدر، سيد محمد باقر» جا افتاده و مناسب است كه در چاپ دوم جبران شود. اما جالب تر اين كه در شرح حال امام موسى صدر (ص1161) گفته شده كه در سال 1357 به همراه دخترش بنت الهدى ناپديد شدند؟! و شهيد سيد محمد باقر صدر با امام موسى صدر خلط شده است؟! و عجيب تر اين كه همين بنت الهدى در صفحه 350 به درستى خواهر آية اللّه سيد محمد باقر صدر دانسته شده است.<br>
    ص1194: مدخل «طباطبائى يزدى، محمد كاظم». در ص 2430ـ2431 با عنوان «يزدى، سيد محمد كاظم» تكرار شده است؟!<br>
    ص1195: «طبرسى، ميرزا حسين». شرح حال حاجى نورى در اين جا آمده و در صفحه 2210 با عنوان «نورى، ميرزا حسين» نيز تكرار شده است؟!<br>
    ص1225: محدث قمى چهار بار به زيارت خانه خدا مشرف شد نه سه بار (ر ك: «مقاله سفرهاى حج محدث قمى»، رضا، مختارى، در جمع پريشان، ج1).<br>
    ص1247: شرح حال ملاعبداللّه مازندرانى در اين صفحه آمده و در صفحه 1862 هم شرح حال همين شخص تكرار شده است؟!<br>
    ص1523ـ1524: شيخ جعفر كاشف الغطاء، شيخ حسن و شيخ موسى كاشف الغطاء، فرزندان شيخ جعفر و شيخ محمد حسين كاشف الغطاء از نوادگان شيخ جعفر و شيخ احمد كاشف الغطاء، همگى را ايرانى دانسته اند؟! در حالى كه همه عرب اند نه ايرانى.<br>
    ص1899: «مجاهد، سيد محمد». شرح حال همين سيد محمد مجاهد، با عنوان «طباطبائى، محمد» در صفحه 1193 تكرار شده است؟!<br>
    ص1910: «نكت النهايه» از آثار محقق حلى است نه شرح نكت النهايه.<br>
    ص1911: در مدخل «محقق ثانى»، «جامع المقاصد» صحيح است.<br>
    ص1930: مدخل محمدرضا اصفهانىِ مسجد شاهى صاحب وقاية الأذهان و نقد فلسفه دارون افتاده كه مناسب است در چاپ بعدى جبران شود.<br>
    ص2126: در مدخل «ميرداماد»، «تقويم الايمان» صحيح است نه «تقديم الايمان».<br>
    <br>
    <br>
    -------<br>
    1. البته نگارنده معترف است كه با همه تلاشى كه در شرح حال نگارى عالمان شيعه شده، هنوز جاى يك فرهنگِ استانداردِ فارسىِ اعلامِ شيعه، مثلاً مانند اعلام زركلى در زبان عربى، خالى است و جا دارد بعضى مؤسسات به جاى پراكنده كارى و روز مرّه گى، به اين مهم بپردازند تا نويسندگان «فرهنگ اعلام سخن» و امثال آن دچار سر در گمى و دردسر نشوند.<br>
    يكشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۹
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت

    ارادتمند العلما
    ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۶
    سلام . اقا محسن . اقا من از نوشته هات لذت ميبرم . معلومه كه خيلي باسوادي . من بي سواد هم يه وبلاگ در مورد علما به نام اخبار العلما دارم . اگه ميشه بيا به ما هم به طور مستمر سر بزن و نظر هم بده . و غلط هاي مارو هم بگير .
    من ميخواستم اگه اومدي تو يه پيام خصوصي هم كه شده . بگي بچه كجايي ؟ چي ميخوني ؟ بيشتر باهم آشنا شيم . و اگه بشه با هم ديدار داشته باشيم .
    منتظرتم .
    سيد حيدر بيات
    ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۶
    سلام و ساغ اولون