لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۴۸٫۴۱۹ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۰ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۳۰
    بازدید از این یادداشت : ۲٫۰۶۵

    پر بازدیدترین یادداشت ها :
    <p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">رساله «کرّ» از شیخ بهایی نیست!</font></span></b></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font><b><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "></span></b><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">شیخ بهاءالدین عاملی معروف به شیخ بهایی دو رساله یکی به زبان فارسی و دیگری به زبان عربی در موضوع «کرّ» دارد. عنوان رساله فارسی «تحفه» است که به نام سلطان محمد خدابنده تآلیف شده و چند نسخه خطی از آن وجود دارد و هنوز چاپ نشده است (ذریعه، ج3، ص402). اما رساله عربی ایشان به ضمیمه کتاب «حبل المتین» و «مشرق الشمسین» (ص374 تا 381) چاپ سنگی شده و انتشارات بصیرتی از روی همان چاپ در 1390 قمری آن را افست کرده است.</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">همچنین این رساله در ش 29 مجله فقه اهل البیت تصحیح و چاپ شده است.</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">شایان ذکر است که رساله «کرّ» دیگری هم در مجموعه پیشگفته (ص 382 تا 386) چاپ شده و در آغاز رساله نوشته شده «للشیخ البهایی» در حالی که در فهرست کتاب، همین رساله به علامه وحید بهبهانی نسبت داده شده است. اما نسبت این رساله به شیخ بهایی درست نیست و این نکته را علامه تهرانی هم در ذریعه (ج17، ص 287) تذکر داده، می نویسد: «رسالة فی الکر للوحید البهبهانی... و قد طبع حبل المتین فی طهران 1321 و الرسالة منضمة الیها، لکنه اخطا فیه و نسبها الی البهائی». مرحوم آقای دوانی هم ضمن شمارش تألیفات علامه وحید بهبهانی می نویسد: «رساله کر و آن در تهران چاپ شده است و اشتباها به شیخ بهایی نسبت داده اند»   (وحید بهبهانی، ص ؟)</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">اما آنچه موجب نوشتن این یادداشت شده این که در نمایشگاه کتاب امسال کتابی دیدیم با عنوان «مجموعه رساله های خطی فقهی» که شامل چندین رساله فقهی از عالمان شیعه است. در این مجموعه از جمله همین رساله مورد بحث یعنی رساله «کرّ» چاپ شده و به شیخ بهایی نسبت داده شده است. راقم سطور با تعجب از این که رساله جدیدی در موضوع کرّ از شیخ بهایی پیدا شده کنجکاو شدم و پس از بررسی معلوم شد همان رساله وحید بهبهانی است که پیشتر چاپ سنگی شده بود. با دقت بیشتر در متن رساله هم یقین حاصل شد که رساله از وحید است؛ چرا که در جایی از رساله، هنگام نقل از علامه محمد تقی مجلسی چنین آمده است:</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">«و فیهما مناقشة، أمّا الأول فلما ذکره جدّی (قدس سره) المحقق المجلسی فی شرح الفقیه» (مجموعه رساله های خطی فقهی، ص230). ناگفته پیداست که مجلسی اول جدّ شیخ بهایی نیست، بلکه جدّ مادری علامه وحید بهبهانی است. چنان که مرحوم آقای دوانی می نویسد: «مرحوم وحید از جانب مادر نیز نسبی بس بزرگ و شریف دارد. جدّ مادری وی نواده فقیه بزرگوار ملا صالح مازندرانی ـ داماد علامه مجلسی اول ـ است. و لذا در اجازات و کتب خود از مجلسی اول و ملا صالح به جد و از مجلسی دو به خال (دایی) تعبیر می کند» (وحید بهبهانی، ص 96).</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">دو نکته:</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 7.5pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">1.مؤسسه وحید بهبهانی سالها پیش رساله های فقهی و اصولی وحید را در دو مجلد عرضه کردند و این رساله مهم را که چاپش بود در کنار رساله های فقهی چاپ کنند، وا گذاشته اند و چاپ نکرده اند. که مناسب است در باز چاپ رسائل فقهی این نقیصه جبران شود.</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 7.5pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">2.سال 1429 قمری مصادف با صدمین سال شروع تألیف ذریعه مرحوم آقا بزرگ تهرانی (قدس الله سره) است. و هنوز پس از صد سال چنان که باید به اهمیت این کتاب سترگ پرداخته نشده و حتی در حوزه های پژوهش و علمی هم جایگاه شایسته خود را نیافته است. چنان که دیدیم بر اثر بی توجهی به تذکر طهرانی در مورد رساله مورد بحث چه خبطی صورت گرفته است.</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 7.5pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "></span><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 7.5pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">لذا شایسته است در صدمین سال تألیف ذریعه، از مؤلِّف تقدیر شود و کارهایی در خور این کتاب صورت گیرد. مثلا چاپ منقّح و پاکیزه ای از ذریعه بشود و مستدرکات آن چاپ و یادنامه ای به همین مناسبت منتشر شود و ... .</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 7.5pt 0pt 0cm; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify"><span lang="FA" style="FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: "><font face="arial,helvetica,sans-serif">صاحب این قلم در سال گذشته مواد بسیاری شامل گفته ها و نوشته ها درباره طهرانی و بسیاری از اجازات ایشان را فراهم کرده و در اختیار یکی از فاضلان حوزه گذاشت تا ایشان با تنظیم و تنسیق آنها کتابی تألیف کند. امیدوارم با همت ایشان این کار به نحو شایسته ای صورت گیرد.</font></span></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p><p class="MsoNormal" dir="rtl" style="MARGIN: 0cm 0cm 10pt"><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font><span dir="ltr" style="FONT-FAMILY: "></span><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"></font></p></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif" size="3"> </font></p></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"> </font></p></p><p><font face="arial,helvetica,sans-serif"> </font></p>
    يكشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۷ ساعت ۱۹:۳۵
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت